▐ حکایت اردیبهشت
اردیبهشت آمد. دوست داشتم اول اردیبهشت چیزی بنویسم. شرح خراب شد. پهنای باندش تموم شده بود. حالا کی پهنای باند خودم تموم شه، خدا میدونه. خلاصه داریوش درستش کرد.

اردیبهشت با سعدی شروع میشود. با روز بزرگداشت سعدی. و عجب شروعیست برای اردیبهشت.
نظارهی چمن اردیبهشت خوش باشد
که بر درخت زند باد نوبهار افشان
مهندسان طبیعت ز جامه خانهی غیب
هزار حله برآرند مختلف الوان
روز اولم ماه، توی تاکسی یک آهنگ خیلی باحال شنیدم که چون اسمش را نمیدانستم، پدرم در آمد تا لینکی ازش پیدا کنم. هویجوری میزارم شما هم گوشش کنید.
April 22, 2008 09:23 AM