تمام قد برای رئیس !

رئیس را با رفیق غارمون آق نعمت، در ایام جشنواره دیدیم. آن موقع مطلبی نوشتم برای رئیس که با توجه به سر و صدایی که به مناسبت اکران‌اش در بین وبلاگ‌ها و سایت‌های مختلف به راه افتاده، شاید بازخوانی‌اش بد نباشد.

نکته جالبی هست در مورد سینمای کیمیایی که من تازه متوجه آن شده‌ام. عاشقان سینمای کیمیایی انصافن خیلی به این سینما می‌آیند. خدا در و تخته را خوب به هم جور کرده و اگر دوری بزنید در وبلاگ‌هایی که برای رئیس، مدح و ثنا نوشته‌اند، تمام قد ایستاده‌اند و سوت بلبلی می‌زنند، صحه می‌‌گذارید روی این نظر.

لازم به یادآوری شاید نباشد که حتمن مسعود کیمیایی از افراد تاثیر گذار و قابل توجه در سینمای مملکت ماست و این متن، صرفا انتقاد طنزآلودی‌ست به سیر نزولی حرکت او (از نظر من) که منجر به خلق آثار سردرگمی مثل حکم و رئیس شده است.


مسعود و فولات با "رئیس"، جشنواره را به آتش کشیدند !

دور و بر سینما اریکه ایرانیان حسابی شلوغ پلوغ است. صف خیلی بلندی تشکیل شده برای دیدن "رئیس"، آخرین ساخته آقامون کیمیایی. در همان مواجهه نخست داش پولاد را می‌بینیم که با چند نفر از نوچه‌ها دور و بر سینما می‌پلکد. می‌گویند آقا مسعود هم در سالن است اما موفق به زیارتش نمی‌شویم.

تا زمانی که از میان جمعیت عبور کنیم و به در ورودی برسیم، چندین نفر از ما می‌خواهند که بلیط‌مان ر ا به آن‌ها بفروشیم. می‌شنویم که بلیط تا ۱۵۰۰۰ تومان در حال خرید و فروش است. یک زن و شوهر جوان را متوقف کرده‌اند که گویا بلیط‌شان جعلی‌ست. خلاصه عاشقان کیمیایی از سر و کول هم بالا می‌روند.

قبل از آغاز فیلم از تماشاگران بابت صدای بد فیلم عذرخواهی می‌شود. می‌گویند که آقامون کیمیایی فقط به خاطر گل روی عاشقانش، اجازه داده که این فیلم به نمایش دربیاد و از داوران هم درخواست کرده که به خاطر ضعف صدا، فیلم رو داوری نکنند.

استاد در جایی گفته که ؛ «حکم، سیاه مشقی برای رئیس است.» پس بی‌صبرانه منتظریم.

فیلم شروع می‌شه. طبق روال اخیر، اول بزرگ می‌نویسد ؛ «فیلم مسعود کیمیایی». دست و سوت است که مردم می‌زنند. اسم آقا پولاد هم که حک می‌شود روی پرده، باز هم سوت و کف.

باز هم کیمیایی بزرگ، تصمیم گرفته که فیلم سمبلیک بسازد. این را از همان سکانس‌ اول، با جملاتی که رد و بدل می‌شود و با دیدن آن شاهنامه خوان مهیب متوجه می‌شویم. همان‌طور که استاد خودش هم گفته، صدای فیلم خیلی بد است و اصلن متوجه اشعار و بعضی دیالوگ‌ها نمی‌شویم.

دیالوگ، مونولوگ

تمام "رئیس" روی دیالوگ‌ها و مونولوگ‌هایی می‌چرخد که همه شعاری، آهنگین و گاهی بی‌معنی هستند، و به کمک بازیگرهای حرفه‌ای، قشنگ هم بیان می‌شوند. گویا استاد قصد دارد که همه حرفش را یک‌جا در همین دیالوگ‌ها و مونوگ‌ها بگوید. بگذریم از جملات قصار و به اصطلاح شعاری، من به چند نمونه از جملاتی که باعث خنده‌ام شد و زیادی عشق لاتی بود اشاره می‌کنم.

مثلا ؛

- خود آقای رئیس (داریوش ارجمند)، از ابتدا تا انتهای فیلم حضور ندارد و یه جورایی همه منتظرند که چشمشان به جمال آقای رئیس روشن شود. خلاصه در دقایق پایانی فیلم، رئیس با یک هیبت خنده‌دار ظاهر می‌شود و خوب قاعدتا می‌بایست با  یک جمله فلسفی  عمیق خودش را به تماشاگر معرفی کند. پس می‌گوید ؛ "آخر خط خبری نیست، هر چی هست میون خط تو خطه". بعد هم در ادامه می‌افزاید ؛ "نعش یه گرگ می‌ارزه به زندگی صد تا شغال."

- آرش و سیامک بر سر دختری به نام طلا کل کل دارند و هر دو مدعی عشق طلا هستند. سیامک پیش آرش می‌رود. آرش (که در کنار نوچه‌هایش حس امنیت می‌کند) می‌گوید ؛ "فکر نمی‌کردم بیای !!!"
سیامک جواب می‌دهد : "فکر نمی‌کردم بمونی".
آرش می‌گوید : اگه من عاشق طلا باشم چی ؟
سیامک (با همان خنده مخصوص پولاد) : "زرگرا هم عاشق طلان داداش".
بعد سیامک ادامه می‌دهد ؛ "عشق وقتی ناموس بشه، عشقه ... تو نعشگی رو با ماشین بابات رفتی، من خماری رو پیاده اومدم."

- آقا رضا (پدر سیامک) خطاب به یکی از آدم بدها می‌گوید ؛ "فیوز من پسرمه، فیوزم بپره، کنتر واستون نمی‌ذارم."

- سیامک و طلا، شبی را کنار بخاری پیش هم می‌گذرانند و به جای خیلی کارها که می‌توانند بکنند، برای هم جملات فلسفی بلغور می‌کنند. سیامک می‌گوید ؛ "این‌که اگه این‌جاییم و سلامت، دولتی چشاته" و طلا جواب می‌دهد ؛ "با یه دنیا تجربه عاشقتم."

نکات اخلاقی - آموزشی :

- لامپ برق می‌تواند وایرلس باشد، یعنی شما هر چند کیلومتر که دلتان خواست آن را دنبال خودتان ببرید بدون این‌که به مشکل سیم بر بخورید. (رجوع شود به سکانس دزدیده شدن طلا)

- یک میز نهارخوری ساخته شده از یک نئوپان ۱۵ میل (بلکم ۲۰ میل) می‌تواند جلوی عبور انواع گلوله و ترکش و خمپاره را بگیرد. (رجوع شود به سکانس درگیری رضا و سرهنگ با آدم بدها و سنگر گیری رضا پشت میز)

- باید به خاطر بسپارید که در فیلم‌های آقامون کیمیایی، رابطه بین مادر و پسر، پشم است و فقط رابطه بین پدر و پسر مهم است و فوق‌العلده عاطفی.

- تفنگ آقای "رئیس" مطابق گفته خودشان در مونولوگ پایانی، در هر ثانیه ۲۴ گلوله شلیک می‌کند که باید دید آیا استاد، تکنولوژی ساخت چنین اسلحه‌ای را از کجایش درآورده است.

- شاید فکر کنید که سکانس آخر "رئیس"، شباهت‌هایی با سکانس اول "پدرخوانده" دارد. باید بگویم شما اشتباه می‌کنید. این سکانس اول "پدرخوانده" است که شباهت‌هایی با سکانس آخر "رئیس" دارد.

- استاد کیمیایی برای سمبلیک کردن هرچه بیشتر سکانس فینال، با باغ وحش تهران طرف قرار داد شده بود و هر جانوری که شما فکرش را بکنید در این میهمانی دعوت داشت. از جوجه کوروکودیلی که روی پیانو راه می‌رفت تا مار بوآی ۲۰۰ کیلوگرمی که بر گردن یکی از خانم‌ها رژه می‌رفت.

- هیچیه "رئیس" هم اگر مستحق تشویق نباشد، جلوه‌های ویژه‌اش واقعا تحسین برانگیز بود. استاد کیمیایی نشان داد که با یک بسته سیگارت می‌شود تمام جلوه‌های ویژه یک فیلم را تامین کرد.

- اگر فکر می‌کنید که تمام هنر پولاد کیمیایی، همان لبخند مصنوعی‌اش است، باید بگویم سخت در اشتباهید. پولاد هنرهای دیگری هم دارد. مثل لبخند زدن، خندیدن، لب‌خند زدن و خیلی توانایی‌های مشابه لبخند زدن.

- هر کی می‌خواد دنبال زیدش برود باید موهایش را بزند.

- قهرمان فیلم رئیس، آرامش تحسین برانگیزی دارد. مثلن در شبی بسیار بحرانی که احتمال کشته شدن طلا وجود دارد، تصمیم می‌گیرد که به خریدن تی‌شرت برود و به خاطر همین هم هست که طلا را می‌دزدند.

در مجموع

در مجموع "رئیس" فیلم بدی نیست. یک افتضاح محض است. استاد مثل همیشه مشکل فیلم‌نامه دارد. فیلم‌نامه پر است از سوراخ‌های کوچک و بزرگ که بخش‌‌هایی از آن را بازگو کردم. شک نکنید که جناب استاد، فیلم‌نامه "رئیس" را پای منقل نوشته است.

بازی‌ها بد نیستند. همان‌طور که می‌دانید، شهرت استاد به بازی گرفتن از بازی‌گرهاست. اما فیلم‌نامه به قدری کمدی و مسخره است که مثلن تمام تلاش داریوش ارجمند برای جا انداختن نقش رئیس (که حتی به تراشیدن پشم‌های سینه‌اش هم منجر شده است) به خاطر خنده‌دار بودن نقش به باد می‌رود.

اما با این همه توصیه اکید می‌کنم که اگر "رئیس" را در جشنواره دیدید، به «خوب» بودنش رای بدهید. شاید استاد جایزه‌ای بگیرد و بی‌خیال فیلم ساختن شود.

June 28, 2007 07:38 PM

[ © Designed and provided by Webprov ]

[ Main page | Stat | Technorati | Email ]