بیا تو

در سفر که بودم، در شهرستان انزلی و در یک رستوران، جهت قضای حاجت به توالت مراجعه کردم. سرویس بهداشتی رستوران، شامل سه دستگاه توالت نسبتا تر و تمیز بود که از قسمت فوقانی به هم راه داشتند. به همین دلیل همه سر و صداهای تولید شده در توالت همسایه، به وضوح شنیده می‌شد.

وقتی با خیال راحت نشسته و مشغول بودم، با سر و صداهایی که از تولت هم‌جوار به گوش می‌رسید، متوجه شدم که عزیز دیگری در آن‌جا مستقر شده است. اتفاقا این دوست عزیز، به دلایلی که علاقه‌ای به تشریح آن ندارم، خیلی خیلی زور می‌زد و صدای زور زدنش به وضوح شنیده می‌شد. به این صورت ؛ اممممممم هومممم اهمممممممم

خلاصه بعد از گذشت یک دقیقه که گویا تلاش این دوست گرامی به نتیجه نرسیده بود، بنا را گذاشت بر گفتگو و اتفاقا این کار را خیلی هم جالب انجام داد. به این شکل که شروع کرد به خواندن یک آواز بسیار با مسما ؛ بیا تو، بیا تو، خودت بیا تو، فقط تو، بیا برای من ...... این‌جوریا.

March 27, 2007 03:56 PM

[ © Designed and provided by Webprov ]

[ Main page | Stat | Technorati | Email ]