گرومب

آره داشتم می‌گفتم واست که اگه تو اتاق تو یک صدای بلندی بیاد و بگه گرومب، مادرت داد می‌زنه ؛ «پسرم طوریت نشد ؟!!!».

اما اگه از اتاق من یه صدایی بیاد و بگه گرومب، مادر من داد می‌زنه ؛ «چیزی رو شکستی ؟!!!».

البته شاید این تفاوت به نظر احمقانه و غیر قابل ذکر بیاد، اما امشب که فکر کردم، شاید بشه گفت از دلایلی که گاهی احساس می‌کنم فکرمون از هم فاصله داره، یکیش همینه که گفتم واست.

December 05, 2006 01:46 AMComments (4)

نظرات :


اين کامنت براي تست مي باشد

حسين | January 21, 2007 06:53 PM


سلام
وبلاگ بام ایران با مقاله ای با عنوان جهاد وبلاگ نویسی به روز شد.
منتظر نظرات شما هستم.
موفق و موید باشید

« | January 13, 2007 10:38 AM


حالا ناز نکن ديگه ...

niloo | January 9, 2007 04:05 PM


اون چيزي که افتاد باعث ضربه مغزيت شده که ديگه آپ نميکني ؟؟؟ احتمالا تاثيرش بعده يه مدت بوده و بعد از پست اين مطلب ....

niloo | January 9, 2007 04:04 PM


[ © Designed and provided by Webprov ]

[ Main page | Stat | Technorati | Email ]