▐ تنها تو مانده ای نصرالله
شرم الشیخ كوفه است و
جنوب، نینوا!
دارد جنوب شبیه كربلا می شود
مدیترانه، فرات است
فرات، عبای توست!
برای این همه زخمی
برای این همه بی كفن
تنها ردای مهربان تو مانده است!
وگرنه این سران
دشداشههاشان را
پرچم صلح كردند و فروختند
شاید اگر نبود نفت میجنگیدند
دیروز، ذوالفقار را
با قطعنامهها
تاق زدند
امروز منتظرند
كه از قطعنامهها
زمین و نان
فرشته و غلمان ببارد!
بارید!
و قطعنامه همین بمبی ست
كه دارد میبارد!
جنوب غرق خون است و
غزه آهوی زخمی
تو تنها مانده ای نصرالله!
در خیبری به نام جنوب
و هواپیماها دارند خندق می كنند و
كودكان زخمی تشنه اند
تو رفته ای از شریعه آب بیاوری
در برابر چشم این همه ماهواره جاسوسی
اوضاع روزگار بد نیست
از سران عرب
یكی با شمشیری از طلا بر كمر
دارد ریشش را خضاب میكند و
یكی
همیشه در مواقع حساس
به سجده میرود
شیخ فلان
تا دشداشه را عوض كند
شیخ الرشید تا سان ببیند از برابر عكسش
شاه كوچك تا برگردد از تعطیلات آمریكایی
دیر خواهد شد
نماد ارتش عربی
پلیس مصر است
كه همچنان حمله می كند به الازهر!
جان بولتون دارد پارس میكند در سازمان ملل!
تنها تو مانده ای نصرالله!
پس شمشیر را پس بگیر و
اسب را پس بگیر و
شریعه را پس بگیر و
غیرت عربی را پس بگیر
كه پادشاهان عرب
شیهه اسبان مردهاند!
-------------------------------------------------------------------------------
جنگ چیز بدیست. جنگ خیلی خیلی بد است. مرگ دارد، کشتار دارد، تجاوز دارد، نادیده گرفته شدن حقوق انسانی دارد، اما صلح، آن هم صلحی که ما در دنیا نمونهاش را زیاد داریم، همه اینها را دارد و علاوه بر همه اینها، فریب هم دارد. جنگی که نصرالله میکند امروز، سنگ افسانه سیزیف است که گرچه بالا رسیدناش ثمری ندارد اما روی زمین ماندناش خسران بیشتریست. و این درد تاریخی اسلام است که به لطف شاهان عرب و فارس ناچارست با سنگ افسانه سیزیف دست و پنجه نرم کند. اگر نصرالله امروز نجنگد، فردا به دفاع خونبار وادارش میکنند. مگر عراق با جایی میجنگید ؟!! مگر ویتنام با جایی میجنگید ؟!! تنها تو ماندهای نصرالله. تنها تو ماندهای حزبالله واقعی که بتازی با نوای «فانصرنا علی القوم الکافرین» که او هم در محراب عبادت با کسی سر جنگاش نبود. و ما ترسوها خمیدهایم در پستوی محافظهکاریمان که بوی گندش تمام دنیا را گرفته است. اما دست کم گاهی سر بیرون میکنیم و ناله میکنیم. تنها تو ماندهای نصرالله.
پینوشت : شعر از علیرضا قزوه (منبع)

