تجاوز نکن اما اگر کردی ...

یک : جایی خوانده‌ام که ؛ «تجاوز کردن کار خوبی نیست. پس تجاوز نکن. اما اگر تجاوز کردی، سعی کن با تمام وجود لذت ببری.» من خیلی به این جمله علاقه دارم. یعنی می‌گویم یا آدم باید پرهیزکار باشد یا اگر گناهکار شد، گناهکار خوبی باشد. مثلا یا مشروب نخورد، یا اگر خورد مشروب‌خور حرفه‌ای شود و سعی کند با مشروب حسابی حال کند. یا دزد نشود یا اگر شد قالپاق‌دزدی نکند. مثلا بانک بزند یا پسر وزیر را گروگان بگیرد. (البته دزدیدن پسر وزیر در دولت فعلی، فرق چندانی با همان قالپاق‌دزدی ندارد.) خلاصه از آدم نصفه بدم می‌آید. یا رومی رومی، یا زنگی زنگی. دو رگه بودن فقط تردید و تشویش آدم را زیاد می‌کند.

دو : در فیلم «Playing by heart» یک سکانس هست که آنجلینا جولی دامت برکاتها اجمعین (در نقش جوآن) درباره صحبت کردن از عشق می‌گوید ؛ «حرف زدن از عشق، مثل رقصیدن راجع به معماریه». به نظرم این تنها جمله عمیقی باشه که از دهان آنجلینا جولی خارج شده. البته اگر همین را هم نمی‌گفت باز هم خیالی نبود. چون به قول برنارد شاو ؛ «دخترها یا ازدواج می‌کنند، یا به دانشگاه می‌روند.»

سه : عمران صلاحی یک شعری دارد به نام بهشت ؛ «آدم به جرم خوردن گندم / با حوا / شد رانده از بهشت / اما چه غم / حوا خودش بهشت است»

چهار : در آیه ۲۶ سوره زمر آمده است ؛ «الیس الله یکاف عبده» یعنی آیا خدا برای بنده‌اش کافی نیست ؟!! واقعا کافی نیست ؟!

پی‌نوشت ۱: با نوشته‌ای که هیچ کدام از پاراگراف‌هایش به هم ربطی ندارند خیلی حال می‌کنم. برای همین هم هست که با این فرمت روزنوشت می‌نویسم. بعضی وقت‌ها که پاراگراف‌های بی‌ربط در عین بی‌ربطی، ارتباط محکمی با هم دارند (لااقل از دیدگاه نویسنده‌شان) هوس می‌کنم این متد را در مورد مطالب اصلی شرح هم به کار ببرم. این بار یکی از همان دفعات بود.

پی‌نوشت ۲ : عکس از خودم.

May 07, 2006 10:04 PMComments (11)

نظرات :


اون جمله که در مرد تجاوز نوشتي از کنفسيوس هستش

رضا | May 11, 2006 12:26 AM


اين خانم هنگامه بي صف اومده نون بخره، بابا همه ميشينن يه نقشه اي چيزي مي کشن تا تور پهن کنن.يه برنامه فرهنگي،يه ان جويي، قرار کوه و بيابوني.......
بي نوبت که نمي شه.

منم | May 9, 2006 10:35 PM


سلام. درباره ي اين سبک جديدت بايد بکم که من خيلي دوستش دارم. به خصوص اگر بتوانم در اين سبک آنچه را در ذهن دارم بي هيچ ترتيب و آدابي راحت منتشر کنم. خوبي اش اين است که لازم نيست کلي طفره بري و حاشيه پردازي و بيان علت و دليل براي حرفت کني. اما اگر در هر نوشته نظم و سياق خاص و موضوع واحد بر همه حاکم باشد بسيار دل انگيزتر و مفيدتر خواهد بود. شروع و پايان مطلب در يک سير باشند. طوري که خواننده بتواند بي آنکه شما بيان نتيجه کني خود با اين مقدمات به نتيجه رهنمون شود. مشتاق ديدار. يا علي مددي

محمدصالح مفتاح | May 9, 2006 12:41 AM


واي که مردم از خنده. درمورد مطلبت نه يه چيز ديگه :))

فرشته | May 8, 2006 11:39 PM


راستي تجاوز توي ملت ما که يه مملکت مسلمونه خوب هم نيست.اينو يادت باشه.

هنگامه نوکر شما | May 8, 2006 11:19 PM


سلام ازت خوشم اومده . برام ايميل بزن خوشحال ميشم.من چون چيز زيادي نخوندم اسمتو نميدونم.برام اسمتو بزن.من از راه سرچ نمايشگاه به اينجا اومدم ولي چيزي دستگيرم نشد.لطفا بگو چه کاره هستي.در مورد نمايشگاه هم برام بگو.من چهارشنبه حتما ميام نمايشگاه خوشحال ميشم اگه ببينمت.خوب فعلا سرت رو درد نميارم.باي از نوع باراني...

هنگامه نوکر شما | May 8, 2006 11:15 PM


گر جهنم مي روي مردانه رو ....

باران | May 8, 2006 03:30 PM


آقا اشتباه به عرضتان رسانده اند. اصل ماجرا که مثلی فرانسوی است اين است که سعی کن مورد تجاوز قرار نگيری ولی اگر گرفتی ازش لذت ببر! عقل سليم هم می گويد اين تجاوز-شده است که ناراحت است متجاوز هميشه لذت می برد!

خواننده | May 8, 2006 05:59 AM


در پاراگراف ۲ بدترين حرف رو زديد از قول يک انسان ظاهربين(برنارد شاو).
واقعا متاسفم براي اين افکار.

هاني | May 8, 2006 02:45 AM


من هم این طور نوشتن را دوست دارم. جالب بود. ممنون.

امیر | May 8, 2006 02:05 AM


اي ول. ما هم حال ميکنيم با حال کردنتان. راستي اين قضيه از تجاوز لذت بردن در واقع رکن اصلي اومانيسمي در غرب است. تفکري که شايد همان ثمره ي دمکراسي انسان مدارانه باشد.

محسن حسینیان | May 8, 2006 12:17 AM


[ © Designed and provided by Webprov ]

[ Main page | Stat | Technorati | Email ]