▐ فلسفه فضیلت کانت و ضامن صندوق عقب
بعضی حسها هستند که انگار جایشان در زندگی ما خالیست. بعضی حسها هستند که شاید فقدانشان را احساس نکنیم، اما به گمانم وقت مردن تازه بفهمیم که هیچ وقت نتوانستیم تجربهشان کنیم. مثلا هیچ وقت نتوانستیم عاشق شویم. هیچ وقت نتوانستیم با تمام وجود کسی یا چیزی را جستجو کنیم. هیچ وقت نتوانستیم در نوستالژیهایمان برای ساعتی فروبرویم. هیچ وقت نتوانستیم صدای ضبط اتومبیلمان را بلند کنیم. و خیلی چیزهای دیگر.
فکر میکنم تا وقت هست، باید این حسها تجربه کرد. شاید سالها طول بکشد که کسی پیدا بشود که به قول خودمان لایق عاشقی کردن باشد. به گمانم آدمش مهم نیست. بعضی وقتها فقط باید عاشقی کرد. فقط باید جستجو کرد. این روزها دارم سعی میکنم با وسیله هدف را توجیه کنم. این روزها دوست دارم اخلاقیات را بکنم توی کیسه فراموشی و از دیوار خانهای که در آن خاطره دارم بکشم بالا. این روزها دوست دارم «فلسفه فضیلت» را بکوبم توی سر کانت و روسو را بالا بیاورم. این روزها دوست دارم به جای انتظامی و پرایزنر، صدای پخش اتومبیلم را بلند کنم که «دنیا دیگه مثل تو نداره / نداره نه میتونه بیاره / دلا همه بیقراره عشقن / اما عشقه که واسه تو بیقراره» باور کن آدمهای مبادی آداب، آخر عمرشان حسرت میخورند که چرا یک بار هم که شده صدای ضبط اتومبیلشان را بلند نکردهاند. دوست دارم وقتی پلیس راهنمایی خواست جریمهام کند، ضامن صندوق عقب را بکشم بالا و او نتواند پلاکم را ببیند. بعد من کلی از زرنگی خودم خوشم بیاید.
خودم هم میدانم که کمی زیادهروی میکنم. خودم هم میدانم که اکثر حرفهایی که زدم را، خودم بارها رد کردهام. یکی از آدمهای خاطرات کودکی و نوجوانیام که بسیار دوستش دارم، زنده شده است و دلم میخواهد خل بازی دربیاورم. شاید یک ساعت دیگر هم این حسهای آنارشیستیام طول نکشند. اما فعلا این صدایی که میشنوید صدای آژیر قرمز است. تا وقتی که آژیر تمام نشده رویتان را بکنید آنطرف. اگر به آژیر توجه نکنید، نویسنده در قبال چیزهایی که میبینید هیچ مسئولیتی را قبول نمیکند.
بیربط :
وقتی حواست هست، زیبایی
وقتی حواست نیست، زیباترینی
حالا حواست هست ؟!!!!!!!!!
در یک فیلم که من خیلی دوستش دارم، یک بازیگر که من بازیاش را خیلی دوست دارم، با لحنی که آن لحن را خیلی دوست دارم، این شعر کوچک را خواند که من این شعر را خیلی دوست دارم. بالایش نوشتهام که ربطی به این پست ندارد اما شما باور نکنید. وقتی فلسفه فضیلت کانت به ضامن صندوق عقب اتومبیل مرتبط میشود، چهطور شعر به این خوکشلی میتواند بیربط باشد. خوب دیگر بس است. به گمانم باید یک دیازپام بخورم و کمی بخوابم.
پینوشت : عکس از خودم.
March 26, 2006 01:43 PM ■ Comments (4)
نظرات :
دوست دوران کودکي ايت هم خوشحاله!!!!!
؟؟؟؟؟ | April 1, 2006 10:11 PM
هر کاری رو یکبار باید تجربه کنی.. هر کاری رو .. تاکید می کنم.. مگه آدم چند بار به دنیا میاد و چند بار قرار زندگی کنه. جوان استفاده کن از موقعیتهات..
sara | March 28, 2006 01:16 PM
همينکه قبل از مردن به فکرش افتادي خوبه هنوز هم مجالي براي خود شناسي هست.
شيرين | March 27, 2006 01:02 PM
salam
aval bayad sadeghane begam ke entezar ye hamchin matlabi ro too in weblog nadashtam.amma bejash kheyli khosham oomad.migan bazivaghta etefaghate koochik momkene roozeto besaze!az oonjayi ke man aslan halam khoob nist in neveshte baes shod be kheyli chiza ke yadam rafte bood fekr konam! mamnoon!
آيلار | March 26, 2006 05:38 PM

