دل هوشمند باید که به دلبری سپاری

< >

با گاری سفید ...

پنجشنبه ۶ بهمن ۸۴

4


اتومبیل نداشت. اما یک گاری سفید داشت، رنگ برف، پر از بستنی های وانیلی و شکلاتی و شاتوتی و میوه‌ای. گاری‌اش را هل داده بود راسته یک خیابان یک طرفه و بی‌خیال، داشت ورود ممنوع می‌رفت. ککش هم نمی‌گزید اگر اتومبیلی به سرعت باد بگذرد و گل و لای را بپاشد به گاری سفید. گاری‌اش را هل می‌داد و به بانگ بلند، بی آن‌که بداند صاحب شعر کیست، می‌خواند ؛ «دوست گو یار شود، هر دو جهان دشمن باد». فقط می‌دانست معنی‌اش یعنی این ؛ «گور پدر همتون».

پی‌نوشت : عکس از خود خودم.

 







 


طناز سلام بازم يه عکس قشنگ ديگه! راست مي گه دلم برا ي شرقياني که همه جا پز مي داديم تنها نشريه اي هست که بي وقفه کار مي کنه تنگيده! ۹/۱۱/۸۴

محمد لزرغلامي شرقيانو گذاشتي کنار دلمون کلي تنگ شده بود برات.يهو پيدات کردم. زنگوله ما رو هم ببين - يا حق ۹/۱۱/۸۴

آدم نماي پارانوئيدي. حسين خوش به حالت که اين طنين را شنيدي؛ منم به اين طنين احتياج دارم که کسي در گوشم بلند فرياد بزنه... چون حسابي يادم رفته. ۶/۱۱/۸۴

آيلار agha damet garm! ۶/۱۱/۸۴

 
Home Powered by Movable type 2.64