چتر داشتن یا نداشتن و سه سالگی شرح

 


خیلی پیش‌ترها، وقتی که هنوز سنم را می‌توانستم با انگشتان یک دست حساب کنم، فکر می‌کردم که چتر یک وسیله اشرافی‌ست و فقط متمول‌ها و ثروتمندان هستند که چتر دارند. توی خیابان هم همیشه در دلم، به آنها که چتر داشتند ناسزا می‌گفتم و از صمیم قلب برای آن‌ها که چتر نداشتند دل می‌سوزاندم. و بعدها فهمیدم که چتر داشتن یا نداشتن، رسم ناگزیر زمانه ماست. همان‌طور که سرپناه داشتن یا نداشتن، غذا داشتن یا نداشتن، محبت داشتن یا نداشتن، آزاد بودن یا نبودن ...

پی‌نوشت : عکس از خودم.

تکمیلیه : راستی اصلا حواسم نبود. شرح سه سالش تمام شد و وارد چهار سالگی شد. پارسال عجب سال‌گرد پر طمطراقی برایش گرفتم. و امسال چه‌قدر بی‌تفاوت از کنارش می‌گذرم. یادش به خیر اولین پست وبلاگی‌ام. و برای این‌که زیاد هم سال‌گشت مایوسانه‌ای نباشد، همین الان بلند شدم و دیوان حافظ آوردم تا برای خودم فال بگیرم. و این شد ؛

درآ که در دل خسته توان درآید باز
بیا که در تن مرده روان درآید باز

بیا که فرقت تو چشم من چنان دربست
که فتح باب وصالت مگر گشاید باز

به پیش آینه دل هر آن‌چه می‌دارم
به جز خیال جمالت نمی‌نماید باز

بدان مثل که شب آبستن است روز از تو
ستاره می‌شمرم تا که شب چه زاید باز

January 09, 2006 05:01 PMComments (14)

نظرات :


با اين عکس ها که من ميبنم اينجا انگازر دوربين جديد خريدي و اين حرف ها..

صادق | January 23, 2006 09:03 AM


سلام خدمت حسين عزيز
اميدوارم هميشه بنويسي تا ما هم از نوشته هات لذت ببريم. مبارک است!

آيلار | January 15, 2006 07:59 PM


شرحت پايدار باشه و خودت هر جا كه باشي و هرجا كه بنويسي پايدارتر

مريم | January 14, 2006 01:18 PM


حسين جان ، اميدوارم هميشه شاد و پر انرژي باشي و فرصتم براي بلاگيدن باشه . قربانت

مسعود | January 13, 2006 01:23 PM


حسين جان مبارکه. ما شايد دوست تو نباشيم. اما مطمئن باش دوست شرح هستيم. شرح انديشه ي والاي توست. براش احترام قائلم. براي تو هم احترام قائلم. اگر کمي فعال تر بودي خيلي خوب ميشد. اميد وارم که سال وبلاگي خوبي داشته باشي و ديگه کسي بهت اين طوري مثل من گير نده.

ميلاد | January 12, 2006 09:35 PM


سلام حسين جان ......روز و شب زمستونيت بخير.....
تبريک مي گم. اين شرح تازه دندون در اورده و فکر مي کنم
کم کم حرف زدن رو ياد مي گيره .......
آغا جون کيک نداشتي اقلاْ يه دونه تصوير متحرکشو ميزدي !!!!
ياد اون روزها ياد باذ

حمزه | January 12, 2006 12:56 AM


سلام بر حسین عزیز.. کسی که همیشه نوشته هایش برای من بهترین هست.... امیدوارم که این شرح صد ساله شود.. تولدش مبارک... راستی شیرینی یادت نره....

sara | January 11, 2006 08:14 PM


حسين جان سلام. شرحت را واقعا دوست دارم. چون برايم يادآور يک دوست خوب است. هر چند دوست اصولگرايش را ضايع کند!

محمدصالح مفتاح | January 10, 2006 04:02 PM


وا! تولد که اين قدر خشک و خالي نميشه! :) ولي مبارک باشه پسر...:)

آرین | January 10, 2006 02:41 AM


bah bah mobaraka bashe dooste man
are yadesh bekheyr ... che roozaee dashtim ...hehe
khoshet bashe dooste khoobe ghadimiye man.
enshallah hamishe salamat va movaffagh dar tamoome marahele zendegi .
ya hagh

Tiyam | January 10, 2006 02:07 AM


تولد ۴ سالگي شرح رو منم تبريک مي گم !!
يادمه پارسال چه قدر تولد شرح پر سر و صدا بود ولي امسال.. نمي دونم چرا همه...؟
ولي اميدوارم در دل خسته توان آيد باز!!!
و ساليان متوالي شرح و مطالب خواندني اش باشه و تولد بگيره! چه بي صدا و چه پر سر و صدا!
آقاي منصور هميشه موفق باشيد

طناز امين_ بغض مبهم | January 9, 2006 09:50 PM


قديم ها كه جشن مي گرفتند و كيكي و موسيغي و حركات موزون اما اينو باش

امیر حسین | January 9, 2006 07:38 PM


خوشحالم که اينجا دووم و کيفيت رو با هم داره چون هر جا که من پي اش بودم توي وب يا خودش بعد از يه مدتي کم آورد يا به دلايلي بسته شد اما شرح صاحب ثابت قدمي داره و اين جاي خوشحاليه اميدوارم که صد ساله بشه

مهسا | January 9, 2006 05:36 PM


مبارکه ....
تبريک ميگم .......

امید - میم | January 9, 2006 05:22 PM


[ © Designed and provided by Webprov ]

[ Main page | Stat | Technorati | Email ]