▐ شعور بیشور، شور بیشعور
به عماد مهربان و نگاه عقلانیاش
شعور بی شور
احیای بیست و یکم را در حسینیه ارشاد گذراندم. قبل از احیا سخنرانی آقاجری بود در باب عدالت علوی و عدالت صفوی و تلمیحات همیشگی و کنایات دائمی سیاسیاش آنقدر طول کشید که دعای جوشن کبیر را نخوانده، احیا شروع شد. احیا را هم آنقدر بیشور برگزار کردند که حالم گرفته شد. دلم نمیآید احیا برگزار بشود و ذکر عاشورا در آن نباشد. دلم نمیآید احیا برگزار شود و اشکی ریخته نشود. دلم نمیآید احیا برگزار شود و دعاهای حاشیهای قشنگی که دوست میدارم خوانده نشوند. اما احیا برگزار شد و هیچ کدام از اینها هم اتفاق نیفتاد.
شور بی شعور
اما احیای بیستوسوم را در یکی از مساجد جنوب شهر که سالهای دور آنجا میرفتم برگزار کردم. در مسجد حضرت یوسف(ع) دعای جوشن کبیر و ذکر عاشورا خوانده شد و بعد هم مراسم احیای پرشوری که من را یاد خاطرات نوستالژیکم میانداخت. اما سخنرانی ضعیفی انجام شد و مطابق انتظارم، سخنران از سیاستهای رئیسجمهور فعلی دفاع کرد و او را به افزایش نظم اجتماعی که همان فشار بر بدحجابها و جوانان بود فراخواند. به علاوه به صورت بسیار غیرکارشناسانه در مورد مسائل هستهای سخن گفت.
کدام اولیترند ؟!
بنابراین در احیای بیستویکم، شعور خوبی بر فضای مراسم حاکم بود اما هیجانی که انتظار میرفت در احیا اتفاق نیفتاد. و در شب بیستوسوم، شور مذهبی حرف اول را میزد در حالی که خیلی وقتها حس کردم در سخنرانی و مداحی به شعورم توهین میشود.
آنچه که مسلم است، شعور مذهبی و دینی، بر شور و هیجان مکتبی حق تقدم دارد. یعنی جایگاه تفکر و عقلانیت در دین بسیار فراتر از اشک ریختن و قرآن بر سر گرفتن است. اما میخواهم به این برسم که آیا میشود به این بهانه شور را از مذهب فاکتور گرفت ؟!!!
یک زمانی بحث آقایان منورالفکر این بود که شیعه ما فقط شور دارد و شعورش کم است. یعنی فهم و درک اتفاق نمیافتد و همهاش هیجان است. هزار زنجیر و قمه و دست به سینه و سر و کتف کوبیده میشوند و هزار قطره اشک ریخته میشود اما دریغ که کسی به قول معلم شهید (استاد مطهری) از یزید و حسین زمانه یادی نمیکند. و اینطور میشود که عاشورایی زندگی کردن از یاد میرود و عاشورا در یک مراسم هیجانانگیز مذهبی خلاصه میشود. اصلا در صحت این مسائل بحثی وجود ندارد. مگر دین بدون شعور میشود ؟!!!
اما آنچه که من میخواهم مطرح کنم این است که آیا شور یک چیز اضافی است ؟!!! آیا هیجانات مراسم آئینی کاذب و بیجا هستند ؟!!! یعنی حالت مناسب و ایدهآل این است که همه مردم در دهه محرم به جای سینهزنی و هیات و مسجد و عزاداری، بروند در خانه بنشینند و کتاب بخوانند و یزید و حسین زمان را آنالیز کنند ؟!!! آیا حالت ایدهآل این است که احیا را بگذاریم کنار و یکسره در مورد عدالت علوی و صفوی سخنرانی گوش کنیم و به شعور برسیم ؟!!!
من به طور جد معتقدم که دین و مذهب و علیالخصوص مذهب ما بدون شور و هیجان مکتبی بسیاری از جنبههای خود را از دست خواهد داد. تشیع مذهبی اجتماعی است و فیض جمعی و نمود اجتماعی در آن اهمیت بسیاری دارد. یعنی علم و زنجیر و سینهزنی و قرآن به سرگیری و ذکر و نوحه و ادعیه بخش جدایی ناپذیر این مذهبند که نمیشود و نمیتوان از بدنه مکتب ما جدایشان کرد.
فیض جمعی
ما در تشیع بحثی داریم به نام فیض جمعی. که اصولا ثواب عبادات جمعی بر اساس آن استدلال میشود. مثلا میگویند نماز جماعت از نماز فردی بهتر و اولیتر است. برای این که در عبادت جمعی، فیض از افرادی که به لحاظ میزان تقوی نزدیکی بیشتری به نبض متعالی آفرینش دارند در میان عموم عابدان جاری میشود. نزدیکی میان مقربان و عامه مردم بدون اینکه پیدا باشد، در نوع نزدیکی بنده به دریچه فیض تاثیرگذار است. در مورد آئینهای مکتبی مثل عاشورا و احیا هم همین قضیه حاکم است.
تاثیر تبلیغاتی
خصوصا در دنیای مدرن نمیتوان از بحث تبلیغات فارغ شد. حضور جمعی مسلمانان و شیعیان در مراسم آئینی و مکتبی، تاثیر تبلیغاتی بالایی دارد. نظم و فلسفه حاکم بر مراسم در زمانهای که مسلمانان و شیعیان از قدرت رسانهای برتر برخوردار نیستند، باعث برانگیخته شدن نگاه جهانی به این قشر خاص میشود.
اصلا دین باید نمود هماهنگ اجتماعی پیدا کند. از بحث تبلیغاتی قضیه که بگذریم، بحث ابراز وجود یک قشر در میان است. بحث حضور یک منش در بطن جامعه جهانی که برای شهادت بزرگترین اسطوره متعالیاش یعنی حسین (ع) به خیابان میآید و آئین اجرا میکند. تعزیه برگزار میکند. از هنر و تکنولوژی کمک میگیرد و حضور خود را به رخ میکشد. این یک نیاز است.
ایجاد شور مکتبی توامان با شعور وظیفه کیست ؟
نمیشود از قائلان به «شور بدون شعور» انتظار داشت که شعور دینی را احیا کنند اما از متفکران و روشنگران دینی که امروزه شعور را بدون شور عرضه میکنند، باید خواست که هیجانات منطقی مذهبی عامه مردم را با ارائه ساز و کار عقلانی و اصولی ارضا کنند که جنبه تبلیغاتی و نمود اجتماعی و جهانی داشته باشد، فیض جمعی بر آن حاکم شود، هیجانات عامه را ارضا کند و با شعور دینی توامان شود.
شور مذهبی آفت دارد
مسلم و مبرهن است که شور مذهبی هم مانند همه هیجانات، آفتهای خاص خودش را دارد. بسیاری از انحرافات وارد مراسم آئینی میشوند که وظیفه روشنفکران و متفکران است که مراسم خالص و واقعی را به عامه مردم عرضه کنند و آن را از انحرافات و کجرویها بزدایند. در عین حال شعور و تفکر را با آن همراه سازند.
گوشم به راه تا که خبر میدهد ز دوست
صاحب خبر بیامد و من بیخبر شدم
دستم نداد قوت رفتن به پیش دوست
چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم
گویند روی سرخ تو سعدی، که زرد کرد
اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم
پینوشت : پویا در روزنوشتش پرسیده بود که معنی قرآن به سر گرفتن یعنی چه ؟!! این سوال را اینجا جواب میدهم که شاید سوال کسان دیگری هم باشد. وقتی قرآن را روی سر میگیریم، کلام خدا را بین خود و خدا واسطه قرار میدهیم. نه اینکه خدا صدای ما را در حالت عادی نشنود، بلکه با این طریقه اعلام میکنیم که کلام تو را شنیدهایم و با ایمان و اعتقاد عقلانی و قلبی به آن، آمدهایم که با تو سخن بگوییم. بنابراین آئین قرآن به سر گیری، شهادت معنوی ماست بر درک عقلانی ما نسبت به سخنان پروردگار. در ضمن قرآن به سر گرفتن هیچ منافاتی با قرآن خواندن و تامل در قرآن ندارد. علاوه بر این از اعمال دیگر شبقدر قرائت قرآن است. برای این به سوال پویا جواب دادم که شاهد مثال خوبی بر برخورد نادرست با شور و شعور مکتبیست. یعنی پویا به عنوان یک آدم اهل فکر در مسائل دینی، تمام بها را به شعور دینی (خواندن قرآن) میدهد و شور دینی (آئین قرآن به سرگیری) را نفی میکند. در حالی که هر دو لازمند و صاحب فلسفه و دلیل.
پینوشت ۲ : شعر از غزلیات سعدی / عکس از خودم.
October 27, 2005 07:58 PM ■ Comments (8)
نظرات :
هیجکاه ندانستم که بگویم :
ز جهان دل برکندم تا شوری پیدا کردم...تو سیه گیسو کردی چون مجنون صحرا گردم
یا آنکه :
ای نور ما ای صور ما ای دولت منصور ما ... جوشی بنه در شور ما تا می شود انگور ما....
ولی همواره دانستم که :
زندگی دربایی است و کالبد ما کشتی هایی بر سطح آن.
شور بادی است که مایه ی حرکت است و شعور ناخدای هدایتگر این کشتی
کشتی بی باد محکوم به نشستن باطل است و بی ناخدا محکوم فنا...
paco | November 4, 2005 09:23 PM
معتقدم که دين داري سنتي به شدت در حال سقوط در ورطه اخباريگري هست ......
و اين در دراز مدت بسيار خطر ناک هست ....
چنانکه بابيون از اخباريگري مشتق شده بودن...
پست بعدي من رو در اين مورد بخون .........
omid | November 1, 2005 01:30 PM
سلام حسين جان
خيلي وقته دلم ميخواد مراسم شب قدر رو تو تهران تو يکي از همون مسجدهاي جنوب شهر ميگذروندم.....
ولي امسالم مثل ۲ سال قبل مجبور بودم جايي سر کنم که دل هر مسلموني که اخلاق و مرام علي رو تا حدي ميشناسه به رعشه ميندازه.....
مکان مکاني دانشگاهي....انسانهاي با شعور.... جمعيت به ظاهر عزادار ....صداي هياهو ا...فضايي سرشار از معنويت مصنوعي...توهين...توهين...توهين...و....انسانهاي علي پرستي که از علي دانسته...ولي هيچ نمي دانند...اون علي که بر سر نماز عده اي عليه اش شوريدند... تهمتها زدند...حرمتها شکستند...علي در اوج قدرت بود...ولي....نه از روي ترس بلکه از روي ادب شنواي حرفها و بهتانها بود....
حال.....
در مراسم عزاداري علي....آن يگانه کسي که(اگر اشتباه نکنم)در جنگ صفين دشمنانش با حربه ي بي احترامي به ناموس سپاهيانش در صدد ايجاد جنگ رواني بودند...از ياوه گويي يارانش جلو گيري ميکرد.....و اين آيه را تکرار ميکرد که
(ان الله لا يحب کل فاحش ٍ متوحش )
شاهد انواع تهمتها و حرفهاي نا روا ....بي حرمتي هايي که چيزي جز تفرقه نمي انجامد بودم...
رنگ خالصانه ي مراسم قدر به خاطر حس تلافي جويانه ي اقليتي که مراسم را به دست گرفته بودند به بي رنگي افول کرده بود...
ديگر اينجا نه شوري بود و نه شعوري
...و شايد از ديدگان عده ي قليلي اشک جاري بود ....آن هم به خاطر اين حرمت شکني ها به اسم مراسم شب قدر...و...شهادت مولاي متقيان علي!!!!
اينجا زاهدان بود ....
محمد | October 31, 2005 01:48 PM
سلام ... بار هم خوبه شما به عبادتتان رسيديد. ما که وقتي از مراسم برگشتيم متوجه شديم سخنران حجت الاسلام ميرلوحي است. سخنان آقاجري هم درباره ميرلوحي در عصر صفوي مزيد بر خستگي شد و نتوانستم خوب عبادت کنيم. آخه اگه آدم اين يک شب رو هم از دست بدهد که ديگر هيچي! ... ارادتمنديم! ... يا علي مدد
محمدصالح | October 31, 2005 02:07 AM
salam aghaye mansoure aziz!bisabrane montazere ye peyghami nimkhati ye charrome khati email hastam!
آيلار | October 30, 2005 03:41 AM
سلام عکس هاي ارشيو فوتوبلاگ باز نمي شن
باقالي پلو | October 28, 2005 01:31 PM
آقا جدا جالب و پر محتوا بود اما به نظرم اگر بيشتر موشکافي تاريخي کني مسائل اين شکلي را بهتر باشد چون اين جور چيزها خيلي به تاريخ ما گره خورده و ممکن است بدون نگاه به تاريخ تحليل درستي به دست ندهيم. ولي به هر حال نظرات خودت خئاندني بود مخصوصات اونجا که اين کار رو .وظيفه روشن فکرها دونسته بودي
رضا خانکي | October 28, 2005 11:15 AM
بعدشم لابد ميخواي يک مقاله بنويسي و قمه زني و وحشي گري دينت رو توجيه کني وچون هميه گاماس گاماس به هدف مي رسي و با قاقالي سوار قضيه ميشي اينو مي گم که اونايي که مي خونن مطلع باشن و با شيوه قديمي تو سرکار نرن جناب آقاي همه چيز دان
دريا نشسته | October 27, 2005 09:20 PM

