|

خبردار حتما شدهاید که محمد البرادعی جایزه صلح نوبل گرفته است. وقتی شیرین عبادی جایزه صلح نوبل گرفت، نقدی نوشتم و توضیح دادم که دل کسانی که جایزه را به شیرین عبادی دادهاند نه برای حقوق بشر در مملکت ما سوخته است و نه برای ارزشهای والای انسانی. تنها تقابل بینالمللی و سیاسی حاکم بر دنیا است که جایزه را به سمت و سوی خاصی سوق میدهد. و امروز احساس میکنم که دوباره این اتفاق روی داد و درست در شرایطی که آمریکا از مذاکرات و مباحثات آژانس نتیجه نسبتا مطلوب گرفت، دبیر کل آژانس مستحق جایزه صلح نوبل شناخته شد. واقعا مستحقتر از البرادعی در دنیا وجود نداشته است ؟!!!!
البته آن روزها سخن من برای خیلی از دوستانم گران آمد. اما واقعیت این است که قبری که ما بر سر آن گریه میکردیم، مردهای درونش نبود. شیرین عبادی جایزه گرفت چون لازم بود به افکار عمومی دنیا این خط داده شود که یک وکیل زن مخالف با سیاستهای حکومت ایران، بیاید و با پوششی متفاوت از پوشش قانونی در کشورش، جایزه صلح نوبل بگیرد. و افکار عمومی دنیا تغزیه بشود با همان چیزی که ارباب رسانه میخواهد. واگرنه در همین ایران خودمان، افراد شایسته برای دریافت این جایزه بسیار بودند که از شیرین عبادی در زمینه حقوق بشر و صلح، فعالتر هم بودند.
حالا محمد البرادعی لازم است که جایزه بگیرد تا دنیا بر حقانیت رای نهایی آژانس سحه بگذارد. من بحثی ندارم که حالا در دعوای آژانس حق با ایران بوده یا طرف غربی اما دوست دارم از همین تریبون کوچک خودم داد بزنم، هر چه که به حماقت و بیدرایتی این طرفیها گلهمندیم حواسمان باشد آن طرف آب کسی برای حقانیت ما زور نمیزند. بلکه فقط دور زمانه جوریاست که آنها از حرفهای ما بدشان نمیآید و اگر دور برگردد، جایزه صلح نوبل که هیچ، ما و حقانیتمان را مستحق گلوله هم نمیدانند.
|