|

دوست داشتم از خوشی بمیرم ... از لذت دیدن چشمانی که بوسهای را منتظرند از رویای کودکانهترین عشقبازی بیتاب یواشکیترین گناه دنیا پشت کاج سر به فلک کشیده باغ خوابترین خواب در آستانه بلوغ
دوست داشتم از غلظت حضور تو بمیرم اما از درد میمیرم چون آنقدر اقبالم بلند نبود که برای خودم، یکی باشم مثل خودم برای تو ...
از مرگ میمیرم مرگی که در زندگی این روزهایم جاری است میمیرم در حالی که سالها پیش از این مرده بودم همان وقت که خیس و لزج خونآلود و گریان مرا از هیچ به لجن ... بیرون کشیدند.
پینوشت : متن و عکس از خودم.
|