از مرگ می‌میرم


دوست داشتم از خوشی بمیرم ...
از لذت دیدن چشمانی که بوسه‌ای را منتظرند
از رویای کودکانه‌ترین عشق‌بازی بی‌تاب
یواشکی‌ترین گناه دنیا پشت کاج سر به فلک کشیده باغ
خواب‌ترین خواب در آستانه بلوغ

دوست داشتم از غلظت حضور تو بمیرم
اما از درد می‌میرم
چون آن‌قدر اقبالم بلند نبود که برای خودم، یکی باشم مثل خودم برای تو ...

از مرگ می‌میرم
مرگی که در زندگی این روزهایم جاری است
می‌میرم
در حالی که سال‌ها پیش از این مرده بودم
همان وقت که خیس و لزج
خون‌آلود و گریان
مرا از هیچ به لجن ... بیرون کشیدند.

پی‌نوشت : متن و عکس از خودم.

October 03, 2005 11:59 PMComments (5)

نظرات :


با نامش که آرامش بخش دل ها است
با سلام و درود
آغاز ماه مهر و رحمت را در ماه مهر تبريک مي گويم.
موفق و شادکام باشيد.

شريف | October 7, 2005 01:12 AM


خيلي نزديک و واقعي بود..........

آيلار | October 5, 2005 11:58 AM


رنج هاي

.... | October 4, 2005 01:58 PM


نمير. زنده باش و زندگي کن.مرگ را از زندگي ات بران و بگذار زندگي با همه شادي هاي کوچک و رنج اي بزرگش تو را در بر بگيرد.

... | October 4, 2005 01:57 PM


چقدر از اين متنت متاثر شدم خيلي عالي بود

روزبه | October 4, 2005 09:06 AM


[ © Designed and provided by Webprov ]

[ Main page | Stat | Technorati | Email ]