▐ فارسیتر حرف زدن
۱- وقتی که دکتر زاهدی، وزیر پیشنهادی احمدینژاد برای تصدی وزارت علوم داشت از خودش دفاع میکرد، در بین سخنانش از کلمه «آیتم» استفاده کرد. حدادعادل تذکر داد که باید از معادل فارسی استفاده کند. وزیر بیچاره (که البته هنوز آن موقع وزیر نشده بود) حول کرد و به جای «آیتم» گفت «پارامتر» و ناگهان صدای خنده نمایندگان بلند شد.
۲- معادلسازی برای کلمات بیگانه، چیزی است که همه آن را با نام فرهنگستان زبان و ادب فارسی شناختهاند و بیش از آنکه جدی و اصولی با آن برخورد کنند، رویکرد سطحی و طنزگونهای با آن داشتهاند. گویی که عدهای آدم بیکار نشستهاند در فرهنگستان و پول میگیرند تا برای کلمات جاافتاده بیگانه معادل بسازند و مثلا به کامپیوتر بگویند رایانه و یا به پیتزا بگویند کشلقمه.
۳- یک عده از ناسیونالیستهای دو آتشه معتقدند که روش فرهنگستان، روش خوب و خیرخواهانهایست. اما نباید میان لغات غربی و عربی تفاوتی قائل باشد و باید زبان پارسی اصیل را از دل واژگان وارداتی عربی و لاتین خارج کند و عرضه نماید.
۴- عدهای هم معتقدند که داستان تداخل زبان پارسی با عربی، داستان دیگریست که نمیشود با آن به همین سبک برخورد کرد. مثلا تصور کنید که بخواهیم جمله «مثلث متساویالاضلاعی را در دایرهای محاط کردهایم.» را از کلمات عربی خالی کرده و به زبان پارسی اصیل بیان کنیم. باید بگوییم «سهور سهور برابری را در همهوری تپاندهایم.» و یا اگر همین کار را بخواهیم در مورد جمله «دو خط را از نقطهای بر دایرهای مماس کردهایم.» اعمال کنیم. باید بگوییم «دو سیخک از بی همه چیزی بر گردکی مالاندهایم.» میبینیم که نتیجه کار کمی غیرقابل فهم و مضحک میشود.
۵- خیلی از لغات وارداتی که ما به کار میبریم صاحب یک پیشینه تاریخی هستند که فرهنگستان معتقد است حتی در مورد این پیشینه هم ما صاحب معادل تاریخی هستیم. مثلا «سزارین» به این خاطر سزارین شده که گویا اطباء برای به دنیا آوردن سزار بزرگ که در هنگام تولد هیکل و وزن خارج از عرفی داشته، مجبور به ایجاد برش در شکم مادر شدهاند و برای همین به این روش «سزارین» میگویند. حالا فرهنگستان ادعا میکند که رستم خودمان هم به همین روش متولد شده است و باید به جای لغت مهجور و بیگانه «سزارین» بگوییم «رستم زایی» .
۶- عامه مردم معتقدند که شاید به مرور زمان بشود به کامپیوتر گفت رایانه و یا به هلیکوپتر گفت «چرخبال». اما خیلی سخت است که آدم به «کراوات» بگوید «دراز آویز زینتی». این هم برای خودش حرف حساب است. پس لزوما نه میتوانیم و نه باید برای همه لغات بیگانه معادلسازی کنیم. مثلا خود فرهنگستان در فرهنگ لغات مربوط به فناوری اطلاعات، به جای «data encryption standard» یا به اصطلاح DES، عبارت «استاندارد رمزبندی دادهها» را پیشنهاد داده که خود کلمه «استاندارد» در آن از فرهنگ بیگانه وارد شده است.
۷- یک عده از صاحب نظران میگویند که اصولا ورود کلمات از زبانی به زبان دیگر، نشانه پویایی زبان است و اصلا نباید با آن مقابله کرد. علیاکبر دهخدا از طرفداران همین تفکر بود.
۸- بعضی میگویند که اگر دهان خودمان را هم سرویس کنیم، نخواهیم توانست که به عامه مردم کوچه و بازار بفهمانیم به «سیفون» بگویند «آب شویه» و یا به «بازار بورس» بگویند «بها بازار». چرا که گاهی آنقدر لغات مصوب عجیب و غریب و خندهدار هستند که حتی رسانه ملی هم جرات استفاده از آنها را ندارد. بلکه امر مهمتر رسمالخط زبان فارسی است. بهتر است بیاییم و یک رسمالخط واحد در اختیار مردم بگذاریم تا لااقل رسمالخط فارسی از این مصیبت نجات پیدا کند. حالا کدام مصیبت ؟!! باید از خودشان پرسید.
۹- فرهنگستان ادب و زبان فارسی، یک وبسایت یا به قول خودش منزلگاه اینترنتی دارد که گرچه ناقص و ضعیف است و گرچه طراحی بسیار سادهای دارد، اما خدماتی هم ارائه میکند. مثلا لیستی از کلمات مصوب دارد که یک بار بر طبق کلمات مصوب و یک بار بر طبق کلمات بیگانه مرتب شده است. یک سیستم جستجو دارد که به لعنت خدا هم نمیارزد. صفحهای دارد برای پیشنهاد معادل برای واژگان بیگانه که فکر نمیکنم تا به حال کسی حتی یک بار هم آن را پر کرده باشد.
۱۰- به نظر میرسد که چه بخواهیم و چه نخواهیم، ایرانی هستیم و زبان مادری، مسئلهایست که باید در مورد آن موضع مشخصی داشته باشیم. در این چند سطر سعی کردم رویکردهای گونهگون در اینباره را به زبان ساده مطرح کنم اما قبل از آن که به هر یک از تفکرات بیان شده گرایش پیدا کنیم، مهمتر آن است که بپذیریم باید در مورد زبان مادری به شیوه باری به هر جهت عمل نکنیم. به قول بعضی رفقا، مسئله زبان مادری، مسئله ناموس نیست که راحت از کنار آن رد بشویم. (با لهجه خوانده شود. حالا به کدام لهجه، این دیگر به هوش و ذکاوت خواننده برمیگردد.)
پینوشت ۱ : دوستی تعریف میکرد از دوست دیگری که بسیار تلاش میکند تا پارسی را اصیل اصیل صحبت کند. روزی جلوی همه رفقا در حالی که خیلی هم عصبانی بوده میگوید ؛ «نشیمنگاه فلانی ناپایدار باد !» همه هاج و واج میمانند که این بنده خدا چه گفته است. بعدا کاشف به عمل میآید که منظورش این بوده است ؛ «کون لق فلانی !!»
پینوشت ۲ : روایت نقل شده در پینوشت ۱ تخیلی بوده و هیچگونه استناد تاریخی ندارد.
پینوشت ۳ : همینطوری محض خنده بد نیست بدانید که اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران میگوید ؛ «زبان و خط رسمی و مشترك مردم ایران فارسی است. اسناد و مكاتبات و متون رسمی و كتب درسی باید با این زبان و خط باشد، ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانههای گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در كنار زبان فارسی آزاد است.»
September 05, 2005 03:18 AM ■ Comments (9)
نظرات :
واي اصلا باورم نميشه که اينقد حرف زدم تا حالا اينقد کامنت نذاشته بود!
يلدا | October 12, 2005 01:55 AM
بعدم يه چيز ديگه :
بعضي از کشورها مثلا آمريکا قصد داره که يه محصولي رو توليد کنه دو سال ديگه ٬ مثلا ويدئو ! از الآن شروع ميکنه به تبليغات و صحبت در مورد محصولش اين ور و اون ور .تا وقتي که ويدئو وارد بازار بشه ديگه اسمش براي همه جا افتاده است . حالا تازه بعد از ۱۰ سال اين وارد ايران ميشه اصلا اين درست هست که اسمش رو عوض کينم!
يلدا | October 12, 2005 01:54 AM
خيلي بحث جالبي بود.
اين اصلا اسمش مشکل نيست چون توي همه زبونا هست . همين زبان انگليسي که توي همه دنيا يا زبون اول يا زبون دوم مردم هست خودش ترکيبي از پنج تا زبون ديگه است که مهمترينش فرانسه و لاتين هست .فرانسه رو اگه يه کم هم خونده باشين ميبينيد که اکثراش تغيير پيدا کرده و وارد انگليسي شده!
حتي ريشه خيلي از کلمات انگليسي عربي هست مثلا earth به معني زمين از عرض (عربي ) اومده حالا ديگه خدا به داد ما برسه که سابقا يه کشورايي مثل بحرين جزيي از ايران بوده و بقيه همسايه ما هستند و گذشته از اون اکثرا متون ديني ما هم عربي هستن!
يلدا | October 12, 2005 01:45 AM
خدمت دوستان عرض کنم که اصولاْ واژه اي که متعلق به يک فرهنک ديگر مي باشد بايد به همان صورت تلفظ شود چونکه ما مبتکر آن نيستيم و دليلي وجود ندارد که ما از لغات من درآوردي مانند رايانه که در ريشه خود کلمه محل بحث است استفاده کنيم!!!!!!!!!! البته اين قصه سر دراز دارد .يادم مي آيد اون روزها که با همين حسين منصور تو يه دبيرستان درس مي خونديم؛ هر سال واژها و گل واژه هايي جديدي رو به کتب زبان و ادبيات فارسي وراد مي کردند.جالب اينکه اين فرهنگستان ملي (ميکده) حتي در باب خود لغات فارسي دچار مشکل بود مثلاْ يک سال کلمه (ترشي) مرکب بود و سال ديگه ساده!!!
بيچاره کنکوريها!!!!!!!
حمزه | September 16, 2005 09:36 PM
يکي ديگر از اين واژگان به ظاهر فارسي ؛ کلمه پست الکترونيکي ميباشد که هر دو واژه «پست» و «الکترونيک»اززز واژه هاي غير فارسي ميباشند.
خوشه | September 11, 2005 10:19 AM
احتمالآ يکي از دلايل ندادن ويزا به اين پارسي نويس اصيل دستبرد به کلمات آنگلوساکسوني ميباشد!!! چه ربطي داشت! بحث جالبي بود
فواد | September 10, 2005 07:43 PM
اتفاقا درباره ی سزارین فرهنگستان درست می گوید. آن چنان که در شاه نامه آمده مادر رستم توان زاییدن طبیعی رستم را نداشته. به همین دلیل زال از سیمرغ کمک می خواهد تا رستم را به دنیا آورد که می شود چیزی شبیه همین سزارین فرنگی ها. می خواهم به گویم این «رستم زایی» پیشینه ی فرهنگی دارد.
سیاوش | September 10, 2005 01:18 AM
يار ديرينه سلام و درود
از انجا که بنده بسيار به زبان پارسي علاقه دارم پيشنهاد ميکنم
کلاسي(اين که خارجيه) ... چيزه ..مکتبي را براي وزير علوم بگذاريم در باب (اينم که عربيه) در جهت .....اه ه ه ه ه ه
بروبابا ....
ميگم يه کلاسي بذاريم واسه وزير علوم تا فردوسي و حافظ رو اشتباه نگيره ...
فارسي حرف زدن بخوره تو سرش....
پارامتر............
اميد | September 8, 2005 04:37 PM
سلام قربان.
۱ نظر اينجا ميندازين؟
گمونم مربوط باشه.
http://vajd.blogspot.com/2005/08/blog-post_09.html
رضا فرزان يار | September 5, 2005 10:46 AM

