▐ برای خود خودت

یک بار دیگر بر خلاف عادتم، شرح را تریبون احساسات خصوصیام میکنم. امشب من دوباره سر تو فریاد کشیدم و نمیدانی که خیلی خیلی خیلی .... پشیمانم. نمیدانم چه شد که آنهایی که تو دوستشان داری، همان آدمهایی شدند که من از آنها متنفر بودم. نمیدانم. از بد زمانه بود شاید. اما دلم میخواهد از اینجا به تو بگویم که دلم نمیخواهد رفاقتت را از دست بدهم. دلم نمیخواهد نباشی. حتی اگر دیدگاهت به من در حد یک فضول خالهزنک و یا در حد یک آدم اضافی نزول کند. دلم نمیخواهد سرت فریاد بزنم. دلم نمیخواهد ... من که عادت ندارم به خواهش، از تو خواهش میکنم که یک بار دیگر نگاه کنی که کجا ایستادهای. تو برای خودت هستی و خودخواهانه است حرفهایم. دوست بدار هر کسی را که میخواهی دوست بداری. خوش که باشی، خوشیات من را هم در برمیگیرد. شک نکن.
قلب تو میشکافد و من احساس مرگ میکنم
بغض در گلوی تو و من یاد اشک میکنم
پرنده زخمی بال و شکسته تن
روی زمین میخرامد و من پرواز میکنم
صدای تو میپیچد توی سرم
به نوای زیبایت رام میشوم
خسته از پروازی و از پر زدن
خسته چشمان تو و من خواب میشوم
دلت آب میخواهد و فریاد میکنی
من از صدای داد تو بیدار میشوم
دست میزنی به آب و میزنی به من
دستان تو به آب میخورد و من پاک میشوم (۱)
پینوشت : شعر از خودم. متعلق به تیر ماه ۱۳۸۱، همان وقتها که رفیق رفیقم بودی.
پینوشت ۲ : کامنت نگذار برای این مطلب.
August 17, 2005 11:36 PM ■ Comments (4)
نظرات :
من خيلي بي غرض مي گم، مي خواي باور کن يا نکن من به عنوان شخص ثالث در اين يک سال ديدم اون رشد صعودي کرده و تو نزولي. شايد ريشه ي اختلافات همين باشه. اين رو نمي گم تا تو رو تخطئه(؟) کنم.فقط مي گم که يه ذره فکر کني. ايف يو وانت!
... | August 27, 2005 01:13 AM
What's going on? what are you talking about
حميد ملاهادي | August 24, 2005 11:45 PM
سلام
تولدتون مبارک
sms هم زدم نمي دونم رسيده يا نه! نخواستم مزاحمتون شم و ريجکتم کنين يه وقتي(چشمک)
موفق باشين و با آرزوي سلامتي
طناز | August 23, 2005 10:47 PM
سلام
امروز دوشنبه ...
روز تولدت بود زنگ زدم که بازهم ريجکتم کردي
مگه ما چي کم گذاشتيم از مرام و معرفت
که تو اين جور با تا مي کني اي بي معرفت
شوخي کردم.....
تولدت مبارک
حسين جان تولدت مبارک
اميد | August 23, 2005 12:19 AM

