▐ طوفان اصولگرایی، نسیم معین را بلعید
حالا که چند ساعت از اعلام نتایج قطعی گذشته، با تمدد اعصاب بیشتری میشود راجع به آن بحث کرد. این اتفاق پیامهای زیادی برای ما، که خودمان را فعال اجتماعی و سیاسی میدانیم، به همراه دارد. پیامهایی که اگر هوشمند باشیم، با دقت بیشتری در آنها اندیشه خواهیم کرد. باشد که از معلم تاریخ، هیچ نیاموخته عبور نکنیم.
خاتمی
شاید چند ساعت از اعلام نتایج که گذشت، خیلی از ما به یاد خاتمی افتادیم. یاد آن جمله معروفش خطاب به دانشجویان تندرویی که در ۱۶ آذر تلاش میکردند به خاتمی، تحمل مخالف را بیاموزند. خاتمی به درستی گفت که پس از من هم کسانی میآیند و شما عملکرد آنها را هم در قبال خود میبینید. یاد خاتمی افتادیم که دو بار پیاپی ملت را پای صندوق کشید. جوری که رای همه دوستان را هم اگر با هم جمع کنیم، رای خاتمی نمیشود.
این مشارکتیهای مغرور
از این انتخابات یاد گرفتیم که غرور کار خوبی نیست. مهرعلیزاده 1289323 رای آورده که اگر حامیان حزبی معین تکانی به خودشان میدادند، و اگر آرای مهرعلیزاده را با وادار کردن او به انصراف مال خود میکردند، الان معین در دور دوم بود. خندهام گرفت از رویداد به خدا. کجایید شما ؟؟ اقبال در شماره شنبه تیتر زده که هاشمی و معین در دور دوم. دلم سوخت. به گمانم روزنامه شنبه را با اطلاعات پنجشنبه بسته بودند.
تفکری که هنوز زنده است
خیلیها هنوز فکر میکنند که نمازهای جمعه با قدرت دوربین و نوع کادربندی، باشکوه میشوند. گمان میکنند که فقط سربازهای پادگانها برای استقبال رهبر در شهرهای مختلف میروند و مردم عادی اصلا تحویلش نمیگیرند. فکر میکنم قدرت نمازهای جمعه و خیلی چیزهای دیگر را در یک ائتلاف دقیقه نودی، همه به وضوح دیدیم. خیلیها فکر میکنند که الان دیگر مردم حقوق بشر و دمکراسی و آزادی بیان را بیشتر از خدا و پیغمبر دوست دارند. خیلیها هنوز فکر میکنند که حرف زدن از اسلام، ضد تبلیغ است. یادتان که میآید. احمدی نژاد فقط از اسلام گفت و بیتالمال.
حالا اگر احمدینژاد مثلا در فلان ده و فلان شهرستان رای آورده بود، میگفتیم ناآگاهی بوده. احمدینژاد در پایتخت اول شده و این تذکر جدی است برای ما که حواسمان باشد، فقط خودمان را نبینیم.
بی انصافی موقوف
همه رقم بیانصافی خواهشن موقوف. حالا که معین رای نیاورده، کار قشنگ بچههای نسیم برای تبلیغ در میادین، شده ضد تبلیغ. بابا جان انصافتان کجا رفته. این بندگان خدا تمام زورشان را زدند. زورشان نرسید. واقعا باید به خیلی از حامیان معین خسته نباشید گفت. بازی سیاسی همین است دیگر. یک سرش باخت و یک سرش برد.
هر کس به معین رای نداده، لزوما بی شعور نیست
یک جریان فکری راه افتاده مثلا هرکس به معین رای نداده عقل در کلهاش نیست. مثلا این بندگان خدا که انتخابات را تحریم کردهاند. من نمیفهمم چهطور حق میدهیم به خودمان که اینها را مورد عتاب قرار بدهیم. اینها هم مثل ما از حداکثر حقوق شهروندیشان استفاده کردهاند، همین. یا مثلا SMS میآید که استبداد از راه رسید. بابا چه استبدادی. همینها اگر به معین رای داده بودند، فهمیده و باشعور بودند. مردم خوب هستند، فقط وقتی ما را انتخاب کنند ؟ این است نهایت ظرفیت ما در هنگامهی شکست ؟
دقت اگر کرده باشید، حتی ایرانیان مقیم خارج از کشور هم به سیل اطلاعات دسترسی دارند، هاشمی را انتخاب اول خود دانستهاند. آن هم با اختلاف دههزار رای.
از یک طرف اینجور استدلالهای الکی را هم نمیتوانم قبول کنم. چرا بعضی از این تحریمیها فکر میکنند که ما از ترس مهر شناسنامه و برای آزادی شلوار برمودا رای دادهایم ؟ چرا نمیتوانند هضم کنند که آقا جان اصلا خنده دار نیست که کسی به اصلاحات معتقد باشد ؟ چرا توی کتشان نمیرود که رای دهندگان هم برای خودشان هزار و یک دلیل دارند.
تاثیر بلاگستان را زیادی جدی گرفتهایم
یکی از مهمترین پیامهایی که شکست معین برای همه ما دارد این است که تاثیر بلاگستان در افکار عمومی شهرهای بزرگ و حتی تهران هم آنقدرها نیست که فکر میکنیم. قدیمها فکر میکردیم که تاثیرات مستقیم بلاگها اگر زیاد نباشد، تاثیرات غیر مستقیم بالایی دارند. اما به نظر میرسد که به خطا رفتهایم. نه هاشمی، نه احمدینژاد و نه کروبی، هیچ حرفی از بلاگستان و وبلاگ به زبان نیاوردند. در حالی که معین و مهرعلیزاده این حیطه را بسیار جدی گرفتند. به قول که فرناز که میگفت : دیوانه است کسی که بعد از این، با این رسانه نه چندان جدی، برخورد جدی کند.
در تشخیص واکنش این ملت ناتوانیم
شاید بهترین تعبیر را از این قضیه، کیوان زرگری در کاریکاتور قشنگش کرده باشد. اینکه همه مطمئن هستیم به نتیجهی کار، اما نتیجه همه ما را شگفت زده میکند. این به ما یاد میدهد که این ملت را خوب ارزیابی نکردهایم. یعنی باید اگر به اصلاحات معتقدیم، یک بازنگری جدی در نوع نگاهمان به ایران و ایرانی داشته باشیم.
چه باید کرد
من بر خلاف خیلی از دوستانم مثل گلناز، انتخاب هاشمی را در دور دوم، انتخاب بین بدتر و افتضاح نمیدانم. احساس میکنم که هاشمی سیاستمدار کارکشتهایست و اهل معامله است. مثلا همین بلاگستان. هاشمی کاری با بلاگستان نخواهد داشت، اگر بلاگستان به پر و پایش نپیچد. احساس میکنم روند خیلی چیزها مثل نهادهای مدنی، مسائل زنان، اینترنت، ماهواره، آزادیهای اجتماعی، مطبوعات و حتی نشر، میتواند در دوره هاشمی با همین سرعت فعلی ادامه پیدا کند. میشود هاشمی را در این سالهای آخر به سپر بلای خیلی چیزها تبدیل کرد. فقط تلاش میخواهد و فکر.
برای همین هم بلافاصله لوگوی هاشمی را به جای لوگوی معین قرار دادهام و توصیه میکنم دوستانی که از این لوگو در وبلاگهایشان استفاده کردهاند، در حمایت از هاشمی هم شرکت کنند. چون سعی کردهام لوگو، گویا باشد و هدف اصلی حمایت از هاشمی را بیان کند.
پینوشت : اگر شما منظور روزبه را از این کار فهمیدید، به ما هم بگویید.
June 19, 2005 02:37 AM ■ Comments (6)
نظرات :
مى توان به هاشمى انتقاد داشت، مى توان او را مغرور خواند، مى توان بر اولويت توسعه بر دموكراسى در آراى هاشمى خرده گرفت اما نمى توان كتمان كرد كه اين تنها راه و آخرين راه سياسى است. ديگر راه ها يا به كنج انزواى روشنفكرانه منتهى مى شود يا به انتحار هاى متوهمانى كه هنوز از تحريم سخن مى گويند.
نقد هايمان بر هاشمى را مى توانيم از هفته آينده شروع كنيم روزى كه مطمئن هستيم رئيس جمهور كسى نيست كه پس از انتقاد از او آينده اى را پيش روى خود نبينيم.
>
علي ش | June 19, 2005 05:06 PM
اون قبلي کار من نبود الان يه چيز ديگه گذاشتم
روزبه | June 19, 2005 12:42 PM
سلام....
اين حرفا چيه راي به رفسنجاني نه به خامنه اي...........
بس کنيد ...
يه خورده واقع بينانه باشيد ...........
اشتباه مشارکت رو نکنيد ...چون اون ها هم فکر ميکردن که مردم ديگه از ارزش ها خسته شدن....
ولي به ارزشي ترين کانديد راي دادن ....
تو رو قران بس کنيد .....
امید محدث | June 19, 2005 10:47 AM
به يکي از استادهاي ما . مردم ايران وقتي قدر رفسنجاني رو ميدوند که احمدي نژاد رئيس جمهور بشه و کشور رو هرج ومرج فرا بگيره...!
سارا | June 19, 2005 08:59 AM
راي به رفسنجاني
نه به خامنه اي
آلاله | June 19, 2005 08:43 AM
هیتلر و موسیلینی رو هم «مردم» انتخاب کردند. در اینکه شعور سیری دوزاره تو اون مملکت اصلا شک نکن.
دانش | June 19, 2005 05:15 AM

