تموم شد ترانه

اهل نقل قول و بازنویسی شعر نیستم. اما اتفاق جالبی افتاد که باعث شد تصمیم بگیرم این مطلب را بنویسم. جلال در وبلاگش نوشت که گویا مانی رهنما آلبوم جدیدی منتشر کرده با نام « تموم شد ترانه ». و بعد شعر قطعه ای با همین نام را که گویا اهورا ایمان آن را سروده بود در وبلاگش منتشر کرد و من هر چه فکر کردم گویی این شعر را پیش از این خوانده بودم.

دوره ی دبیرستان که بودم ؛ متناسب به حال و هوای آن وقت به ترانه سرایی علاقه زیادی داشتم. و دقیقا در همان دوره ترانه ای گفته بودم با عنوان « تموم شد ترانه ». بسیار گشتم میان کاغذ ها و دست نوشته های قدیمی تا پیدایش کردم. و جالب اینجا بود که ترانه ی من نیز ریتمی مشابه ترانه ی اهورا ایمان داشت و با توجه به اینکه جایی هم منتشر نکرده بودمش ؛ این را فقط می توان به گردن تصادف انداخت که دو ترانه از دو آدم که یکدیگر را نمی شناسند تا این حد به هم نزدیک می شود.

حالا مضمون ترانه ی خودم را هم می آورم تا شما هم به شگفتی این تصادف پی ببرید.

تموم شد ، تموم شد ............. تموم شد ترانه
تموم شد ، تموم شد ............. تموم شد بهانه

شب من که بی تو ............. رفیقی نداره
تموم شد شب من ............. بدون ستاره

غریبی تو غربت ............. تمومی نداره
درد اینه رفاقت ............. غریبی بیاره

رفیقی که تنها ............. تو کوچه ت بزاره
رفیقت نبوده ............. تموم شد نداره

به شب می پریدم ............. به شوق ستاره
حالا بی رفیقم ............. شبم پاره پاره

حالا پشت میله ............. به فکر یه چاره
با چشمی که هرگز ............. نمی خواد بباره

پی اعترافم ............. به جرم رفاقت
برای رفیقی ............. که دوستت نداره

تموم شد ترانه ............. رفاقت چه کاره ؟
پی یک شروعم ............. شروعی دوباره


پ.ن : حالا به نظر شما کدامیک قشنگ تر است ؟ کار من یا کار آقای ایمان ؟ ;)

* اگر نقص فنی و ادبی مشاهده می کنید ؛ بگذارید به حساب سن کم من و اطلاع کمی که از فنون ترانه سرایی داشتم. راستی یادت باشد مریم خانم که دیگر نگویی شعر توی وبلاگم نمی گذارم.

* عکس از خودم

اگر مایلید ترانه جناب اهورا ایمان را هم همین جا بخوانید ؛ روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.

... ادامه

December 27, 2004 02:55 PMComments (6)

نظرات :


اينه ...
واقعا چي فکر کرديد ؟؟؟ حسين خيلي کارش درسته :)

تيام | January 1, 2005 03:14 AM


شعر اهورا ايمان به مراتب بهتره تا چشمات در بياد!!!!

جلال افشار | December 27, 2004 10:39 PM


به نام خدا و با سلام. به نظر هيچ چيز تمامي ندارد. نه ترانه و نه بهانه و .... موفق باشيد.

شريف | December 27, 2004 10:34 PM


بر گشتن به عقب يه وقتا خيلي قشنگه
راستي ديدن يه وقتا نوشته هاي قديمي چقدر به دل آدم ميشينه؟

طناز | December 27, 2004 05:19 PM


آفرين...

امير حسين | December 27, 2004 05:08 PM


مي گم شاعر هم بودي ها... خوب بسلامتي اول دبيرستان که اين چنين شعر سرودي.. پس حتما اگه الان شعر بگي ديگه کولاک مي کني..!

سارا | December 27, 2004 03:17 PM


[ © Designed and provided by Webprov ]

[ Main page | Stat | Technorati | Email ]