|
|
< > | |||
|
|
|||
|
دوره ی دبیرستان که بودم ؛ متناسب به حال و هوای آن وقت به ترانه سرایی علاقه زیادی داشتم. و دقیقا در همان دوره ترانه ای گفته بودم با عنوان « تموم شد ترانه ». بسیار گشتم میان کاغذ ها و دست نوشته های قدیمی تا پیدایش کردم. و جالب اینجا بود که ترانه ی من نیز ریتمی مشابه ترانه ی اهورا ایمان داشت و با توجه به اینکه جایی هم منتشر نکرده بودمش ؛ این را فقط می توان به گردن تصادف انداخت که دو ترانه از دو آدم که یکدیگر را نمی شناسند تا این حد به هم نزدیک می شود. حالا مضمون ترانه ی خودم را هم می آورم تا شما هم به شگفتی این تصادف پی ببرید. تموم شد ، تموم شد ............. تموم شد ترانه شب من که بی تو ............. رفیقی نداره غریبی تو غربت ............. تمومی نداره رفیقی که تنها ............. تو کوچه ت بزاره به شب می پریدم ............. به شوق ستاره حالا پشت میله ............. به فکر یه چاره پی اعترافم ............. به جرم رفاقت تموم شد ترانه ............. رفاقت چه کاره ؟
* اگر نقص فنی و ادبی مشاهده می کنید ؛ بگذارید به حساب سن کم من و اطلاع کمی که از فنون ترانه سرایی داشتم. راستی یادت باشد مریم خانم که دیگر نگویی شعر توی وبلاگم نمی گذارم. * عکس از خودم اگر مایلید ترانه جناب اهورا ایمان را هم همین جا بخوانید ؛ روی ادامه ی مطلب کلیک کنید. |
||||