دل هوشمند باید که به دلبری سپاری

< >

چرا با هاشمی موافقم

پنجشنبه ۲۸ آبان ۸۳

3

این روزها بحث انتخابات داغ است. این که عده ای موضعی به نفع پیر کهنه کار سیاسی یعنی هاشمی گرفته اند؛ نقل همه محافل شده است. گویا مثلا کسی از شمس الواعظین انتظار ندارد که موضعش موافق هاشمی باشد.

بر همین اساس و با یادآوری دو بحث که امروز با جلال و همین طور کاملیا و مادرش داشتم به ذکر چند نکته می پردازم.

اول اینکه هاشمی رفسنجانی در ایران بیش از هر مسئول و مقام مملکتی قربانی شایعه است. نیازی نیست که طرفدار حزب کارگزاران باشید که این جمله را بپذیریدو فقط کمی انصاف کافی ست. بارها شنیده ایم که آقای هاشمی ساکن فلان برج بلند مرتبه در فلان محله تهران است. یا دخترش و یا فلان پسرش و یا بهمان فامیلش این گونه اند. با این همه پیشرفت تکنولوژی و پدیده هایی مثل اینترنت و تصویر برداری دیجیتالی؛ آیا یک بار تصویر یکی از این برج ها را دیده اید؟ من نمیخواهم عنوان کنم که مثلا بحث آقازاده گری در اطرافیان هاشمی وجود ندارد. بلکه شاید زیاد هم باشد اما سخن من این است که آن تصویری که متاسفانه از هاشمی در این چند ساله اخیر دیده ایم بیشتر ساختگی و تحریف شده است تا واقعی......

دوم اینکه دوره گذشته دوره نهایی ریاست آقای خاتمی بر جمهوری اسلامی بوده است. حال با نگاهی گذرا در می یابیم که جنبش دوم خرداد هرگز قادر به ارائه شخصیتی به قدرت و توان مندی محمد خاتمی نخواهد بود. بعد از انصراف میر حسین موسوی از کاندیداتوری شاید تنها گزینه که به ذهن جبهه مشارکت رسیده است مصطفی معین باشد. مصطفی معین در دوره ممنوعیت استعفا از مدیران مستعفی بوده و به نظر من احتمال رد صلاحیتش بسیار است. حالا اگر ایشان کاندید شود و از فیلتر شورای نگهبان نیز بگذرد بحث دیگریست اما فعلا در چنته جنبش آشفته دوم خرداد مهره دیگری نمی بینیم. در این اوضاع و در میان نام هایی چون ولایتی و رضایی و توکلی و یا فراتر از آن احمدی نژاد تنها راه گریز از بحران هاشمی به نظر می رسد.

تکنوکرات ها که در ابتدا با شعار دوری از سیاسی گری به میدان آمدند در همین مدت کوتاه کار مجلس هفتم ثابت کرده اند که نه تنها راست مدرن نیستند که از برخی سنتی ها هم سنتی ترند. پس نمی توان به تکنوکرات ها و کلا مجموعه آبادگران دلخوش داشت. دکتر ولایتی و محسن رضایی نیز بدون شرح برای همه شناخته شده اند.

نکته دیگر این است که هاشمی در این چند ساله اخیر از راست سنتی لطمه های زیادی دیده است. گرچه تندروهای جناح چپ نیز در دوره خوش خوشان سعی کردند دخل هاشمی را بیاورند اما هاشمی فعلا از دسته موسوم به راست زخم خورده تر است. مخالفت رسمی بسیج های دانشجویی و دیالکتیک ها و تئوریسین های جناح راست نیز نشان از آن دارد که اصولگرایان جنبش گسترده ای را بر علیه حضور رفسنجانی در انتخابات آغاز کرده اند که این خود شاهد این مدعاست.

گمان می کنم با بازگشت هاشمی سطح آزادی های اجتماعی تغییر شگرفی نخواهد کرد. همین طور رابطه ایران با دنیای خارج نیز تیره نخواهد شد. اظهار نظر های وی در این چند ساله اخیر نشان از آن دارد که او نیز مانند هر سیاست مدار حرفه ای؛ همسو با تغییرات اجتماعی در اندیشه های خود تغییراتی داده است.

هاشمی متعادل است و در طول حیات سیاسی اش همیشه از سوی تندروها ضربه دیده است. روزی که هاشمی وزرایی اطو کشیده و مدرن به کابینه خود آورد همین آقایان مدرن امروز مثل میردامادی او را به اشرافی گری و وابستگی به منش امپریالیسم منتصب کردند.

با همه این احوال هاشمی نیز اشکالات زیادی دارد اما در حال حاظر بهترین گزینه موجود است و شاید اگر رئیس جمهور شود؛ بسیار متفاوت تر از آنچه فکر می کنیم ظاهر شود.


جلال افشار بدتر اينکه جناب خاتمي توانمند نتوانستند شرايط بعد از خودشان را طوري فراهم کنند که انتخابات آزاد برگزار شود. چراي آن بماند!!! درباره اش زياد حرف زديم آخرش هم قانع نشدي:)) بگذريم برادر مجبوريم که هاشمي را قبول کنيم هرچند که از اينها بعيد نيست که اين رو هم رد صلاحيت کنند. ۳۰/۸/۸۳

جلال افشار تکنوکرات ها شامل کارگزاران هم مي شوند. اصولا آدم هاي تکنوکرات در ايران افرادي هستند که فقط براي کار آمده اند. هاشمي در دولت اولش گفت من دولت کار هستم. اين آقايان آبادگر هم کاري هستند منتهي يه تيپ ديگه . فعلا هاشمي که جلوي اينا رو مي گيره اما بدتر از همه واي به حال ما که مجبوري برگرديم به عصر ايشان ۳۰/۸/۸۳

سکوت مرگ نمي دونم شايد حقش بوده ... دنيا يه جوري که هر کاري کني جوابشو مي بيني ، بالاخره بايد آدم توي زندگي از يکي بخوره ... اما نازگي ها يه چيزي ديدم که خودم شاخ در وردم و فهميدم عجب دروغگوي شاخ در بياري هست ۳۰/۸/۸۳

 
Home Powered by Movable type 2.64