|
|
< > | |||
|
|
|||
|
روزی که ماجرای اهورا پیروز خالقی یزدی به گوشم رسید باورم نمی شد که کسی پیدا شود که به جز پوزخند تمسخر پاسخ دیگری هم به این اراجیف بدهد اما باورم شد که به همین سادگی هم می شود خیل عظیمی از همین ملت را مشغول کرد روبروی سینما فرهنگ بودم که در برابر ناباوری دیدم دختری جوان با پخش چند کاغذ تبلیغی ما را به حمایت از اهورا فرا می خواند و در دانشکده بودم که کسی از بچه های سال آخر با جدیت می گفت : می آید یک بار مریم حرف جالبی زد و آن اینکه ما ذاتا ملتی تنبلیم و به همین واسطه همیشه منتظر یک نجاتگر هستیم ملت ما همه چیز را خوب می دانند اما انگار بدمان نمی آید کسی پیدا شود که آن تفکرات اساطیریمان را غلغلک دهد جدای از اینکه راجع به هر مسئله ای چگونه می اندیشیم عقلانیت را که می توانیم دست مایه تفکر خود کنیم یعنی واقعا باید کسی بیاید و برای ما توضیح بدهد که برای عملی شدن طرحی که جناب اهورا به زبان می آورند چه امکانات و چه برنامه ریزی عظیمی ضرورت دارد ؟ و آیا هر کسی از راه رسید باید بتواند که بر گرده شعورمان پالانی دوباره قرار دهد؟ |
||||
|
سکوت مرگ همیشه که ما اینجوری نیستیم بعضی موقع ها خودمون رو به بعضی چیزا می زنیم ۱۵/۷/۸۳ اشک مهتاب خوبه که شبکه ۳ امشب يه تفسير حسابي از اين ماجرا گذاشته بود آخه اينا مردم رو اينقدر ساده حساب مي کنن ؟ ... ۱۵/۷/۸۳ |
||||
| Home | Powered by Movable type 2.64 | |||