▐ عاشقی با نمک تساهل
مولانا به دو چیز اشاره فراوان دارد در متن ها یکی عشق است و دیگری ماهی که در دریا زندگی میکند و و تمام دردها و شادیها او از آب است
ماهی پی غذا می رود ... می آید ... می خوابد .... اما همیشه در آب است و این دائم الذکر بودن ماهی همان تعبیر عاشق است که مولانا ارئه می کند
دائم الذکر مرحله ایست که انسان خودش منبع می گردد
وقتی از حلاج در ارتباط با مسائل فلسفی می پرسیدند می گفت سر را واگزارید .
اما وقتی که عاشق هستید همه دیالوگها و ذهنیت ها همه اوست و این برای یک انسان عامی سنگین است . انسان عاشق نیازمند به همراهی تسبیح نیست بلکه ذکر همیشه حضور اوست و در این حالت حتی کارهای روزمره شما حالت عبادت پیدا می کند حتی کار پشت میز کامپیوتر .
این یعنی چکیده کلام مولانا که وقتی تعبیر اجتماعی یا عقیدتی از آن بکنیم همه چیز تعبیر دیگری پیدا می کند
تعریف ما از ایمان ؛شهادت ؛خواب ؛آمیزش جنسی و همه مسائل دچار تغییرات بزرگ می شود
تاملی بر عاشقی را اگر چاپ نشد به زودی در همین جا منتشر می کنم
تاملی بر تعاریف دگر اندیشانه من از عاشقی
June 18, 2004 06:14 PM ■ Comments (1)
نظرات :
عشق صهبايي است که بيشتر شعرا و نويسندگان از آن نوشيده اند و در نوشته هايشان از آن بهره گرفته اند
باران | June 21, 2004 07:29 AM

