|
ای خون ترکان ریخته، با لولیان بگریخته
|
< > |
|
تراوشات مذهبی در بن بست های اجتماعی |
|
|
|
این تذهبون؟
جماعت!
كجا می رویم؟
چرا به زمین و آسمان بد می گوییم؟
چرا از روزگار گله می كنیم؟
چرا تحمل خودمان را نداریم؟
چرا با لبخند بیگانه ایم؟
چرا غصه ها به جانمان چنگ انداخته؟
چرا از یكدیگر خسته ایم؟
چرا به آب و آسمان نگاه نمی كنیم؟
چرا انتظار بهار را نمی كشیم؟
چرا دیگر صورت هامان "ناضره" نیست؟
چرا چشم هامان "الی ربك ناظره" نیست؟
مگر فراموشمان شده زمین از آن خداست و "یورثها من یشاء من عباده"؟
مگر فراموشمان شده "والعاقبه للمتقین"؟
چرا دل هایمان را به "ان الارض یرثها عبادی الصالحون" خوش نمی كنیم؟
چرا منتظر "الساعه" كه "قریب" است نیستیم؟
چرا برای "یوم الخروج" روزشماری نمی كنیم؟
چرا به "والله متم نوره" یقین نداریم؟
|
شلمان
همه اش اميدم به اين است روزي مي رسد که کسي در گوشم بگويد:انّ مع العسر يسر
کسي بگويد:ادخلوها بسلام امين.
اما يک چيزي را هم يادت باشد:انّا هديناه السبيل.اِمّا شاکرا و اِمّا کفورا ۲۲/۳/۸۳
محمد
سلام دوست عزيز.
تايتل خيلي خوبي براي پستت پيدا کردي.مطلبت هم خيلي زيبا بود.
موفق باشي. ۱۵/۳/۸۳
ياسر
سلام...فقط مي خواستم بگم که ظاهرا بخش نظرخواهي ستون روزانه مشکل داره ..همين....موفق باشيد. ۱۳/۳/۸۳
سارا
و از اين چرا ها زياد داريم... ۱۱/۳/۸۳
ياسر
يملأ الارضَ قِسطاْ و عدلاْ ...منتهاي آرزوي هر آزاده... ۱۱/۳/۸۳
|
|
|
|
Home |
Powered by Movable type
2.64
|