▐ جنگ بر سر نوبل صلح
نوبل صلح....یك زن مسلمان ،وقتی جایزه میگیرد،وآن زن مسلمان وقتی جایزه صلح نوبل میگیرد نمی شود ازخبرش به این راحتی ها عبور كرد.
دركشورهایی كه حكومت رسمی آنهااسلام است،سالهلی سال زنان جنس درجه دو تلقی میشده اند.دركشورهای عربی زن دقیقا همانندیك كالاخریدوفروش میشوند.شاید درزمینه ی حقوق زنان پیشروترین كشورهای اسلامی به عنوان مثال همین ایران اسلامی خودمان باشد،آن هم یك حقوق بخورونمیر.
شركت درانتخاباتی وحق مثلا طلاقی......حالا یك زن مسلمان از یكی از همین كشورهای اسلامی نافی حقوق اناث،چنین جایزه پرسروصدایی را میگیرد،همه خوب تحت تاثیر قرار میگیرند.حق هم دارند.
شاید به جراُت بتوان گفت كه اكثركسانی كه درهمین تهران پایتخت خبر جایزه گرفتن شیرین عبادی را به عنوان زن ایرانی ومسلمان -حامی حقوق زنان وهزار لقب اینچنین فریاد میكردند،تا همین دیروز اصلا خبر نداشتند كه این جایزه ی نوبل دقیقا چیست؟تابه حال چه كسانی برنده این جایزه شده اند.اما خوب طبق معمول همیشه ورم جهان سومی خیلی از ما ورم كردوهنوزخبر راكامل نشنیده بودیم كه دیدیم توی اتومبیل هستیم وبه سمت فرودگاه مهرآباد.
وقتی جایزه ای اعطا میشود،كسانی كه آنرا فریاد میكنند،لاقل علاوه برنام .نام خانوادگی برنده جایزه بدنیست بدانندكه برچه اصول ومعیارهایی این جایزه اعطا میشود.واصولاَبرنده آن چه تلاشهایی را صورت داده كه مستحق این جایزه شده است .خیلی از ما جدای دانستن نام و شهرت خانم عبادی ودانستن ایشان به حرفه وكالت اشتغال داشته اند چیز دیگری راجع به زندگی حرفه ای و خصوصی ایشان نمیدانیم . تابحال از خود نپرسیدهایم وقتی خانمی بعنوان یك زن مسلمان جایزه میگیرد آیا سزاوار نیست كه بارز ترین سمبل دینی یك زن مسلمان كه همانا پوشش اسلامی است است را حداقل در حد یك نماد با خود به همراه داشته باشد . ولی امر مسلم خانم عبادی یك وكیل معمولی نیست .
پروندهای مورد وكالت ایشان و سابقه همین چند ساله اخیرشان اولین چیز كه به ذهن میرساند این است :خانم عبادی بارژیم جمهوری اسلامی سر سازگاری نداشته است وحالا دلایلش بماند برای طرفین دعوی
واما آن روی سكه
نگاهی گذرا به برندگان جایزه صلح نوبل در طول سالیان گذشته ،یك نكته اساسی مشترك را میان اكثر آنها روشن میسازد . اكثریت قریب به اتفاق برندگان این جایزه حامكیان فكری وسیاسی سیاستهای دولت ایالت متحده و اسراییل در سراسر جهان بوده اند. این نكته دقیقا از اینجا سر چشمه میگیرد كه نظام سرمایه داری جهان و آژانسهای صاحب پول ،كه اردت وصداقت آنها نسبت به صهیونیسم بین الملل غیر قابل انكار است و البته وابستگی آنها به یهودیان افراطی ودر قالب حمایت دولت امریكا از آن هم واضح تر،آنقدر قدرت تبلیغ رسانه ای ونفوذ بین المللی دارند كه به راحتی اهدای چنین جایزه ای را تحت الشعاع ودر مسیر سیاستهای بین المللی خود قرارر دهند .در دست داشتن قویترین قدرتهای رسانهای وقدرتمند ترین نیروی نظامی در جهان ونفوذ در جوامع بین المللی كه همگی به لطف ثروتهای كلان و كمپانی های بزرگ نفتی وصنعتی انان حاصل شده است ،موجب گردیده تاآنان بتوانند حتی از برگزاری یك مسابقه ورزشی هم بهره برداری سیاسی كنند تا چه رسد به اهدای جایزه ای با این سطح از اسم و رسم جهانی . به راحتی میتوا ن نتیجه گرفت كه وفتی حكومتی در استراتژیك ترین نقطه جهان از نظر سیاسی واقتصادی با سیاستهای جهانی این مافیای پول وقدرت دتر تضاد باشد بسیار طبیعی است كه مخالفین سیاسی آن مستحق برترین تمجید ها وبهترین پاداشها شناخته شوند .یك زن ایرانی والبته عاصی از شرایط كنونی كشورش بروی سن میاید ودر حالیكه حجاب وپوشش اسلامی خود را كه در كشورش یك امر واجب از نظر قانون تلقی میشود به همراه ندارد پر طمطراق ترین جایزه سیاسی جهان را دریافت میكنند.
خوب، شاید شما هم حدس زده باشید كه چه بهره برداری بزرگ سیاسی میتوان از این ماجرا نمود .
پیش از خانم عبادی انور سادات دیگر برنده مسلمان این جایزه بهترین دلیل برای اثبات این مدعاست .در جنگ اعراب ورژیم اسراییل ،وقتی كه انور سادات با برقراری صلح با دولت اسرائیل وخارج كردن ارتش قدرتمندمصر از ورطه نبرد،شكست نیروهای مسلمان را رقم زد،مستحق جایزه ی صلح نوبل شناخته شد.
ازبرندگان دیگر این جایزه الی ویزل مجارستانی الاصل بهترین نمونه ی حمایت از صهیونیسم افراطی ازجهت فكری است.
ویزل در اثبات ماجرای هولوكاست وكشته شدن شش میلیون یهودی در كوره های آدم سوزی نازی ها دررمان معروفش (شب)آنچنان تلاش كرده است كه ارادت او به سیاست مظلوم نمایی صهیونیسم در جهان كاملا مبرهن است .ازالی ویزل بدین جهت نامبرده شد كه او بانی نخستین برندگان نوبل بودكه توسط فرانسوامیتران رئیس جمهور سوسیالیست فرانسه به پیشنهاد وی برگزارشد.(۱۸الی۲۰ژانویه۱۹۸۸).
در این گفتار قصد من حمایت از هیچ یك از جناح های سیاسی كشور كه هریك به نوعی درقبال خانم عبادی وجایزه ی اهدایی به ایشان موضع گرفتند نیست.
اما به هر دو طیف سیاسی كشور دراین باره شاید به سختی بتوان حتی نمره قبولی داد. سیدمحمدخاتمی،ریاست جمهوری باز هم موضع مشخصی اتخاذ نكرد.از این جهت هم روزنامه های ارگان جناح اصلاح طلب وهم تریبون های جناح محافظه كار،همگی اعم از افراطی ومعتدل در جهت تبیین نظر خود سخنان وی را تحلیل كردند.
در احساسی ترین اقدام روزنامه نسیم صبا وهمبستگی در روز۲۲مهر ماه با چاپ تصاویرحماسی وخانم عبادی در كنار پرچم ونمادهای سنتی ایران واز آن بالاتر میكس بسته ی صورت ایشان درقالب میدان آزادی تهران به شیوه افراطی واحساسی .كاملا غیر حرفه ای این خب را به تصویر كشید.كه حتی این روش برخورداعتراض آمیز همفكران مطبوعاتی آنان در روزنامه تازه تاسیس شرق را بر انگیخت.
وضع محافظه كاران ونیروهای منتصب به جناح راست از این هم بدتر بود.
درپایان باید گفت:
خوب است برای یك واقعه ،كه غرور ملی ما راتحریك میكند واكنش دهیم.اما قبل از هر حركت برخواسته از احساس،بدنیست بدانیم چرا وبرای چه موقعی از احساسات خود سرمایه گذاری میكنیم.آیا اصولا نظارت قاتع نگاه تحلیل گروعقل سلیم را بر بروز احساسات خویش لازم نمیدانیم؟
آیالازم نیست قبل از فریاد كشیدن كمی بیندیشیم،شاید بیماری در خانه باشدوشاید كودكی درخواب.
January 23, 2004 08:24 AM ■ Comments (0)
نظرات :

