چگونه میتوان عقل را فریب داد

چگونه میتوان عقل را

فریب داد

چه میشد اگر دیوانه بودم

شاید تو را ای مرگ

دیگر هرگز نمی دیدم

از او نترس

در آمدن زمستان

در شکستن شاخه

مرگ را هر لحظه می توان فهمید

حتی در سکوت سایه ی کوهستان

وحشت ترس !

بارش سفید برف

صدای خشک شاخه

تنهایی سرد سایه..

وحشت ترس

ای مرگ

ای شجاعت فرض از تو نمی هراسم

بارش سفید برف

مرگ

ای سیاهی درد به تو می بالم

صدای خشک شاخه

مرگ

ای آغاز دوباره تو را می ستایم

تنهایی سرد سایه

مرگ

ای تباهی زنده تو را می خواهم

تو را نه همانند دیگران

تو را به میل خویش

نه مرگی مانند پیران

تو را به شکل حادثه ای

می خواهم

به شکل پایان!

September 03, 2003 11:16 PMComments (0)

نظرات :


[ © Designed and provided by Webprov ]

[ Main page | Stat | Technorati | Email ]