باز هم در خستگی هایم

وقتی كه خوب خسته شدی ، تصمیمت عوض می شود .
(ایتالو كالوینو)

مدتهاست لا بلای كاغذ هایم می نویسم : خسته ام ، بی آنكه حتی خودم هم به آن توجه كنم . فقط مثل پیرزن ها منگ منگ می كنم . زه زده ام و صدایش را در نمی آورم ، حتی جلوی خودم . تازه از من كه بگذریم ، تخم دنیا را هم كشیده اند ، به همین دلیل ، باید مودب و مرتب باشیم و توی صف به خط با یستیم تا نوبتمان بشود و كات بدهند و همه چیز تعطیل . تمام . سهمت همین بود و دنیا به همین سادگی زیرمان می گیرد ، یعنی گرفته است . خسته ام از این همه كه سرم را زیر انداخته ام و قرصهایم را بالا و دور زده ام ، دور خودم را ، تا خطرناك نشوم و دندانهایم به قاعده رشد كنند ، مبادا كه روزی ، نیشم به جایی گیر كند . خوب خسته شده ام . خوب !

October 06, 2003 08:30 PMComments (0)

نظرات :


[ © Designed and provided by Webprov ]

[ Main page | Stat | Technorati | Email ]