▐ باز هم در خستگی هایم
وقتی كه خوب خسته شدی ، تصمیمت عوض می شود .
(ایتالو كالوینو)
مدتهاست لا بلای كاغذ هایم می نویسم : خسته ام ، بی آنكه حتی خودم هم به آن توجه كنم . فقط مثل پیرزن ها منگ منگ می كنم . زه زده ام و صدایش را در نمی آورم ، حتی جلوی خودم . تازه از من كه بگذریم ، تخم دنیا را هم كشیده اند ، به همین دلیل ، باید مودب و مرتب باشیم و توی صف به خط با یستیم تا نوبتمان بشود و كات بدهند و همه چیز تعطیل . تمام . سهمت همین بود و دنیا به همین سادگی زیرمان می گیرد ، یعنی گرفته است . خسته ام از این همه كه سرم را زیر انداخته ام و قرصهایم را بالا و دور زده ام ، دور خودم را ، تا خطرناك نشوم و دندانهایم به قاعده رشد كنند ، مبادا كه روزی ، نیشم به جایی گیر كند . خوب خسته شده ام . خوب !
October 06, 2003 08:30 PM ■ Comments (0)
نظرات :

