دل هوشمند باید که به دلبری سپاری

< >

صبری که خدا دارد

پنجشنبه ۲۲ آبان ۸۲

0

عجب صبری خدا دارد.
اگر من جای او بودم ، همان یک لحظه اول ، که ظلم میدیدم از این مخلوق بی وجدان ، جهان را با همه زیبائی و زشتی به روی یکدگر ویرانه میکردم.
*****
عجب صبری خدا دارد.
اگر من جای او بودم ، که میدیدم یکی عریان و سوزان ، دیگری پوشیده از صد جامه رنگین ، زمین و آسمان را واژگون مستانه میکردم.
*****
عجب صبری خدا دارد.
اگر من جای او بودم ، که در همسایه صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم ، نخستین نعره مستانه را خاموش آندم بر لب پیمانه میکردم.
*****
عجب صبری خدا دارد.
اگر من جای او بودم ، نه طاعت میپذیرفتم ، نه گوش از بهر استغفار این بیداد گرها تیز کرده ، پاره پاره از کف زاهد نمایان تسبیح صد دانه میکردم.
*****
عجب صبری خدا دارد.
اگر من جای او بودم ، بگرد شمع نورانی ، دل عشاق سرگردان سراپای وجود بی وفا ، معشوق را پروانه میکردم.
که میدیدم مشوش عارف و آهی زبرق فتنه این علم عالم سوز دم کش.
بجز اندیشه عشق و وفا معدوم هر فکری در این دریای پر افسانه میکردم.
*****
عجب صبری خدا دارد.
اگر من جای او بودم ، به عرش کبریائی ، با همه صبر خدائی ، تا که میدیدم عزیز نا بجائی ناز ، برگی ناروا گردیده خواهی می فروشد.
گردش این چرخ را وارونه بی صبرانه میکردم.
*****
عجب صبری خدا دارد.
چرا من جای او باشم.
همین بهتر که او خود جای خود بنشیند و تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد.
وگرنه من به جای او چه بودم.
یک نفس کی عادلانه سازشی با جاهل و فرزانه میکردم.
*****
عجب صبری خدا دارد.
عجب صبری خدا دارد.

<< معینی کرمانشاهی >>



 
Home Powered by Movable type 2.64