▐ گذاری ادبی بر فروغ
شاید به جرات بتوان گفت فروغ تنها زن شاعری بود كه احساسات خویش را صمیمانه به تجسم می كشید،اما افسوس كه درجامعه هنرستیزما همیشه چماق تكفیربرسرهنرمندان حقیقی فرود آمده ومی آید!خاطره تاریخی این جنایتها را همان كسانی رقم زدند كه جنازه حافظ وفردوسی را به گورستان مسلمانان راه ندادند!
درسرزمین ما همواره یك هنرمند بخاطرآنكه اثخلاف اخلاق رایج عصرخود بوده،مطرود مانده است.اززمانی كه نویسندگان وشاعران پای به جهان هستی گذاردند،به دودسته تقسیم شدند:
یك دسته آنهائی كه سنگین وباوقاربودند ودست به عصا راه می رفتند تا مبادا به كسی بربخورد!
ودسته دیگرآنانی بودند كه محافظه كاری را كنارگذارده وبندازپای قلم خویش برداشته اند !
فروغ ازگروه دوم بود كه من نامشان را(هنرمندان آزادومتعهد) می گذارم.
اگربنا باشد همه آنهائی كه بی پرده سخن گفته اند،باچماق تكفیربرانیم،باید نیمی ازادبیات جهان را طرد نمائیم!
دربسیاری ازرمانهای امروزی ماكه به قلم هنرمندان بزرگ جهان نوشته شده،صحنه هائی هست
كه هیچ نویسنده ای درگذشته جرات نوشتن آنها را نداشته است.
متاسفانه جامعه ما همیشه هنرمندان وابسته ونه آزاده راپروبال داده وآزادگانی چون فروغ را(درزمان حیاتشان)،لگد مال كرده ومی كند!
درسرزمین خاكستری ما هنرمند تا هست،نیست وهنگامی كه نیست،هست!
ما(بودن) را در(وجود) یك فرد نمی بینیم،(بودن)اورا در(نبودن)اوست كه درمی یابیم!...
وبه قول فروغ :
×××كاش درجای دیگری به دنیا آمده بودم،جائی نزدیك بهحركات وجنبشهای زندگی.همه عمرم وهمه توانائیم را باید،فقط وفقط،بخاطرعشق به خاك،دربیغوله ای كه پرازمرگ وحقارت و
بیهودگیست،تلف كنم،همچنان كه تابحال كرده ام...!
November 16, 2003 09:05 PM ■ Comments (0)
نظرات :

