روزی که تو را زادم

یحیی ...

یحیی ...

امروز نه چشم من قدمگاه تو یود

نه نگاه گرم تومیزبان من!

روی برگ امروز تقویم نوشتم :

همیشه فاصله ای هست !

پرنده ای كه از كنار پنجره و شمعدانی می گذشت خواند:

و عشق صدای فاصله هاست !


یحیی ...

وقتی تو را زادم

در من قصیده ای آغاز شد به بلندای عشق

بگذار این قصیده پایان همة غزلهای رفتنم باشد !


سرسبز از یادت


از من نیست

December 04, 2003 11:43 PMComments (0)

نظرات :


[ © Designed and provided by Webprov ]

[ Main page | Stat | Technorati | Email ]