▐ روزی که تو را زادم
یحیی ...
یحیی ...
امروز نه چشم من قدمگاه تو یود
نه نگاه گرم تومیزبان من!
روی برگ امروز تقویم نوشتم :
همیشه فاصله ای هست !
پرنده ای كه از كنار پنجره و شمعدانی می گذشت خواند:
و عشق صدای فاصله هاست !
یحیی ...
وقتی تو را زادم
در من قصیده ای آغاز شد به بلندای عشق
بگذار این قصیده پایان همة غزلهای رفتنم باشد !
سرسبز از یادت
از من نیست
December 04, 2003 11:43 PM ■ Comments (0)
نظرات :

