خواهم که شب تاری شود، پنهان بیایم پیش تو

< >

روزی که تو را زادم

پنجشنبه ۱۳ آذر ۸۲

0

یحیی ...

یحیی ...

امروز نه چشم من قدمگاه تو یود

نه نگاه گرم تومیزبان من!

روی برگ امروز تقویم نوشتم :

همیشه فاصله ای هست !

پرنده ای كه از كنار پنجره و شمعدانی می گذشت خواند:

و عشق صدای فاصله هاست !


یحیی ...

وقتی تو را زادم

در من قصیده ای آغاز شد به بلندای عشق

بگذار این قصیده پایان همة غزلهای رفتنم باشد !


سرسبز از یادت


از من نیست


 
Home Powered by Movable type 2.64