|
|
< > | |||
|
|
|||
|
هنوز هم بعد از این همه مدت ابهت داشت. به پشتی تکیه داده بود و چوب قلیان در دستش بود. چشمان درشتش زیر ابروهای پرپشتش به سختی دیده می شد. سبیلی از بناگوش دررفته داشت و ته ریشی روی صورتش دیده می شد. جای زخمی بزرگ از بالای ابرویش تا روی گونه اش را خط کشیده بود. نگاهش به روبرو بود و انگار که به در اتاق خیره شده بود. |
||||
|
|
||||
| Home | Powered by Movable type 2.64 | |||