می خواهم بمیرم

آخر دگر چگونه پاست بدارم ای عشق، من خود ز پا در آمده ام.

زخم های این شب غدار فكرها را هم پاره پاره كرده است. گل مصنوعی لب ایوان، احساس های مصنوعی، آدم های مصنوعی، فكرهای تلخ و كوتاه مصنوعی، همه مسمومند.

هوای خانه هم مسموم است. شعله شمع هم دیگر پروانه نمی سوزاند. شرابی تلخ می خواهم كه مرد افكن باشد. می خواهم بمیرم.

August 04, 2003 12:49 AMComments (0)

نظرات :


[ © Designed and provided by Webprov ]

[ Main page | Stat | Technorati | Email ]