در بامداد سیزده مارس

< >

می خواهم بمیرم

دوشنبه ۱۳ مرداد ۸۲

0

آخر دگر چگونه پاست بدارم ای عشق، من خود ز پا در آمده ام.

زخم های این شب غدار فكرها را هم پاره پاره كرده است. گل مصنوعی لب ایوان، احساس های مصنوعی، آدم های مصنوعی، فكرهای تلخ و كوتاه مصنوعی، همه مسمومند.

هوای خانه هم مسموم است. شعله شمع هم دیگر پروانه نمی سوزاند. شرابی تلخ می خواهم كه مرد افكن باشد. می خواهم بمیرم.


 
Home Powered by Movable type 2.64