آرزویی نیست، به دادم برس

لب مرداب راكد عید امسال، ماهی بیچاره قرمز، در زندان تنگ تنگ، در آب می‌لولد. عید امسال لب حوض هفت سین چه سرد است و بی تو غمی عظیم و غباری جان كاه، خورشید سرد وجودم را در ربوده است. لب حوض هفت سین، عكس زیبای تو در آب، ای مهتاب، ای سراپا همه خوبی، چه دلگیر است و همهمه مردار خوران، چه تلخ و رعب انگیز.

آرزویی نیست وقت ایستادن ماهی‌ها درون تنگ ... به دادم برس. گیر کرده‌ام به خدا ... گریه کنم راضی می‌شوی ؟

August 17, 2003 11:35 PMComments (0)

نظرات :


[ © Designed and provided by Webprov ]

[ Main page | Stat | Technorati | Email ]